وقتی نیست ...


 

ليلي امتحانش را خراب كرده بود. يك صفر بزرگ توخالي پاي ورقه‌ش خورده بود. (مگه ليلي هم رد مي‌شه؟ چرا نه. ليلي هم آدمه.) ليلي از خجالت سرش را بالا نمي‌آورد. حتا جسارت عذرخواهي نداشت. از خودش هم شرم داشت. اين همه هديه برايش فرستاد بود، اين همه شاديهاي بزرگ، غمهاي عزيز. اما ليلي... اين پا و آن پا كرد. راه گريز بود؟ نه. سنگيني نگاه خدا را حس مي‌كرد.

روزها مي‌گذشت و سنگيني ليلي را در خرد مي‌كرد. بي‌حوصلگي، دلتنگي، خستگي. ليلي ديگر صبر نداشت. نشست در خلوت خود؛ تنهاي تنها. روزهايش را ريخت جلوي چشمش، توي سفره خدا. چشمش را بست و گذاشت اشكهايش بريزد. اشكهايي كه با غرور پنهان كرده بود. (اينجا ديگر جاي غرور نبود. دشمن ليلي و مجنون يكبار كه همين‌جا گير افتاد غرورش همه چيز را خراب كرد. ليلي ديده بود.) نمي‌دانست اين بار هم خدا مي‌بخشدش يا نه، رحمش مي‌آيد يا نه، نگاهش را مي‌خرد يا نه. اما ليلي نمي‌توانست نااميد باشد. تنها چيزي كه برايش مانده بود همين اميد بود كه كوچك نبود.

 

ليلي اين روزها زياد درد كشيده بود، بخاطر امتحاني كه آسان نبود و تازه رد هم شده بود! سعي كرده بود درست بفهمد. اما هيچی نمي‌دانست. تنها رها شده بود. بايد خودش را كنار مي‌زد تا جواب را بگيرد. چند بار پرسيده بود «چرا؟» شنيده بود «مزن ز چون و چرا دم كه بنده مقبل/به جان خريد آنچه را كه سلطان گفت» ليلي دلش مي‌خواست بندگي كند. مي‌خواست ليلي بماند. اين هم كار آساني نبود. ليلي ديگر نپرسيد. سكوت كرد.

 

خدا داشت خدايي مي‌كرد. مي‌دانست گاهي مي‌خواهد به يادش بياورد كه «هي دختر نگاهت اينجا باشد، روي ورقه كسي را نگاه نكني. هركس امتحانش فرق دارد.» ليلي نگاه خدا را دوست داشت. هرچند گاهي سنگين، اما به جا بود. خدا كارش را بلد بود. اين ليلي بود كه بايد ياد مي‌گرفت. ليلي هنوز فرصت داشت. اميد به جبران بود. ليلي سبك شده بود. اما دلش تنگ بود. اين هم هديه جديد بود. «اگه بخواي يه چيز بزرگ توي دلت نگه داري، همين مي‌شه.» ليلي پذيرفت. شايد روزي دلش بزرگ شود؛ آنقدر كه چيزهاي بزرگ به راحتي در آن جا شوند. ليلي حالا دلش تنگ بود. هديه جديد برايش سنگين اما عزيز بود.

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0