وقتی نیست ...


آ مثل آوینی


اتفاقي مي آيي. در حال گذراندن دوره نقاهت سختي هستم. همه چيز گنگ و مبهم است.
مي گذرد و تو مي ماني. كم كم در گوشم مي خواني. با من مي گويي. با تو به خواب مي روم. و بيدار كه مي شوم بر زبان مي آيي. عقل كه مي آيد ، استدلالهاي تو هم مي آيد. ديوارهايم را مي شكني و بي پناهم مي كني. به جدل بر مي خيزي. مي گويم و مي گويي. مي گويي و مي گويم. مي گويي و سكوت مي كنم. مي گويي و مي گويي.

وسوسه ام مي كند. نعره اش در وجودم مي پيچد. به تهوع مي افتم. عبور مي كني. بوي غضب مي آيد. شرم به ميانجيگري مي دود. چشمم به زير مي افتد. دل سر به ديوار سينه مي كوبد. صداي استخوانها بلند مي شوند. لب به استغاثه مي لرزد. دستهايت اشكهاي پيشانيم را مي نوازد. راه نفسم باز مي شود. چشم مي گشايم. او رفته است. فاتح مي شوي. سربلند مي كنم. مي خندي.

لبريزم مي كني. از ترس آنكه مبادا بر زبان بيايي، مي خواهم بر گوشه دفترم پنهانت كنم. قلمم لكنت مي گيرد. سر بر مي دارم. مي خندي. دستهاي به طلب نشسته ام را تهي مي گذاري و به سكوت تشويقم مي كني.

در كوچه پس كوچه هاي خيال پرسه مي زنم. از پس ديوار جلويم مي پري. هميشه غافلگيركننده اي و رهزن. ساعتها به بازيم مي گيري. من هم مي آيم، آرام و رام. مي گرياني ، مي خنداني. وجد و شور و غم هم مي آيند و خود را در بزم ما مي چپانند. در دلم تنگ مي شوي. دعا مي كنم كه به بودنت عادت نكنم.

سيراب نمي شوم. مي دوم. نگاهم مي كني. چشمهايت به جنون نشسته اند. تاب نمي آورم. چشم مي بندم. اشكهايم را قورت مي دهم. چشم مي گشايم. نيستي! خرد مي شوم. طلب مي آيد. قدمهای طلب هم گویی سبك است. مي ترسم باد با خود ببردش. شيريني ات در دلم مي نشيند و او را زمينگير مي كند.

ذهنم را مسح مي كني و تمام دغدغه ام مي شوي. مي دوم. به پاي طلب، تشنه. دورتر مي شوي. عطش قريب دل ، به حسرت مي نشيند. تاول ، ميهمان پاها مي شوند. بي قراريم مي شوي و از چشم جاري. نبودنت را تجربه مي كنم.

بي اعتنا مي گذري. صدايت مي كنم. مي ايستي ولي برنمي گردي. مي گويم: خرابم، خراب. مي گويي: ويراني از ما. «خود» را بيافرين. مي گويم: باش تا بشوم. مي گويي: در خلقتت تكرار نيست. مي گويم: عطش مي كشدم. نگاه تندي مي كني. دستم را به اميد راهنمايي دراز مي كنم. به بيراهه مي خوانيم. وحشت مي آيد. توكل را به راهم مي آوري. انتخاب مي كنم. مي خندي و بر مي گردي.

«هر کسی را شب قدری است که در آن ناگزیر از انتخاب است.»

مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0