فاينمن يكي از فيزيكدانان دوست داشتني و نازنين است كه به «نيمي نابغه نيمي دلقك» در دلها مانده است . او مبتكر دياگرامهاي مشهوري به نام خويش است كه كمابيش همه آنها را ديده اند ، فلشهايي كه اندركنش ذرات را نشان مي دهند . اين فلش ها در آدم اين توهم را ايجاد مي كنند كه گويي مي فهمد در برخورد بين ذرات واقعا چه اتفاقي مي افتد . اين ساده سازي و ساده نگاه كردن فاينمن در همه امور زندگي او هم به چشم مي خورد . مي گويند كلاسهاي درس او آنقدر جذاب و هيجان انگيز بود كه گاهي شاگردان بي اختيار شروع به كف زدن مي كردند . اما در برخوردهاي رسمي هميشه دچار مشكل مي شد . داستانهاي زيادي كه بيشتر شبيه طنز اند از او به جا مانده است .
فاينمن هم از آن دسته دانشمنداني است كه جايزه نوبل را از آن خود كرده است . وقتي خبر اعطاي جايزه نوبل را شنيد ، دلش نمي خواست آن را بپذيرد . جوايز و مراسم اعطاي آنها برايش ناخوشايند بود . ولي قانع شد كه نپذيرفتن جايزه بيشتر و بدتر از پذيرفتن آنست . البته برخلاف انتظارش آن مراسم را پسنديد . به خصوص قسمت شب نشيني را كه كنار دانشجويان بعد از شام رسمي پادشاه سوئد برگزار شد ، همراه با رقص و موزيك كه فاينمن با شعف و شادي مثل هميشه در آن شركت كرد . پس از دريافت جايزه در ژنو بايد سخنراني مي كرد . او با كراوات و لباس نو كه تازه از خياط گرفته بود ، در محل ظاهر شد و گفت كه رسمي بودن را از سوئدي ها آموخته است . حاضران خنديدند و فرياد زدند : قبول نيست . قبول نيست . فاينمن هم كت و كراوات خود را در آورد و سخنراني خود را با همان پيراهن و آستين بالا زده ، مثل فاينمني كه سر كلاس بود ، ايراد كرد .
به نقل از كتاب: هايزنبرگ احتمالا اينجا خوابيد .
تاليف: ريچارد . پي . برنان
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٠٧ ب.ظ توسط مریم برادران
