در عاشقی ثابت قدم باش...
مرد اهل هدیه دادن نبود. یعنی شرایطش را نداشت. جنگ بود و هیچ چیز برایش مهمتر از این نبود. حتا یادش نمیماند که سالگرد چیزی است یا روز تولدی!
زن فکر کرد اگر امروز بود، باز هم یادش میرفت که امشب سالگرد عقدشان است؟
اما مرد بعد از این همه سال، برایش هدیه فرستاد؛ داستان زندگیش که حالا توی دامنش بود....
پ.ن: بازنویسی کار شهید زین الدین را انجام دادم. تمام شد. در آخرین لحظه فهمیدم امشب سالگرد عقدشان است! حال عجیبی دارم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٦ ق.ظ توسط مریم برادران
