بهاریه

بهار آمد و گلزار نور باران شد چمن ز عشق رخ یار لاله افشان شد
سرود عشق ز مرغان بوستان بشنو جمال یار ز گلبرگ سبز تابان شد
ندا به ساقی سرمست گلعذار رسید که طرف دشت چو رخسار سرخ مستان شد
به غنچه گوی که از روی خویش پرده فکن که مرغ دل ز فراق رخت پریشان شد
ز حال قلب جفا دیدهام مپرس، مپرس چو ابر از غم دلدار اشکریزان شد
روح الله موسوی خمینی
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٤ ب.ظ توسط مریم برادران
