اتوبوس. پارک دانشجو. مترو. شب عید
1
«مستبد بودن بهتر است یا وطن فروشی؟»
واقعا بعضی سئوال ها سخت اند. مثل این یکی. من باشم گزینه چهارم را انتخاب میکنم!
2
فرهنگ چیز مهمی است. اگر نباشد، خواه جمهوری، خواه حکومت اسلامی، خواه نظام دیکتاتوری. علی السویه است. شور می خوابد. دنیا غفلت می آورد و قدرت فساد.
بانو راست میگوید. همه مان رگ قجری داریم.
استاد هم راست میگوید. بدون برنامه ریزی هیچ حرکتی خوش فرجام نیست. تازه برنامه ریزی هم تضمین کننده نیست.
دکتر «ع» هم راست گفت. انقلاب فرهنگی شروع شد اما بی نتیجه ماند. چون عقلانیت رشد نکرده بود.
تو هم راست میگویی. پس کی چی کار کنیم؟ یعنی دستها را بگذاریم روی هم؟....
من هم گاهی راست میگویم. همه در حال امتحان پس دادن هستیم. بالاخره باید ثابت شود «مرد» کهن میخواهد.
٣
مترو از ایستگاه امام حسین گذشت. اما همچنان هر ایستگاه می ایستاد اول می گفت: امام حسین.... دخترک خندید و به دوستش گفت: حالا دیدی کرم از خودتان است. اصلا دوست دارن تحریک کنن. بابا نمی خوایم پیاده شیم. نکنه میخوان تظاهرات چیها رو شناسایی کنن!
۴
عید مبارک.... این یکی از همه چیز مهمتر است. اینکه یک روز عید باشد. یک روز عید بشود.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٤ ب.ظ توسط مریم برادران
