پیش سازمان دهنده ذهن
بابا دست پسرک سه چهار ساله را در دست گرفته بود و از پله های مترو پایین میآمد. باد توی راهرو لباس مسافران را در هم میپیچید و زلفها را میآشفت.
پسر به پدر: چرا اینجا باد میاد؟
پدر به پسر: چون اینجا زیرِ زمینه.
پسر کمی مکث کرد. اما نتوانست جلوی تعجبش را بگیرد: مگه زیرِ زمین باد میاد؟
پدر با قوّت: خب آره دیگه!
و پسرک مات و مبهوت دانستههای خود را اصلاح کرد.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٤٢ ب.ظ توسط مریم برادران
