سيماينو، از مريدان استاد، در برابر ضربات پر درد و رنج قضا و قدر و طالع سخت در زحمت و نگران و انديشناك بود. از استاد درباره رفتار و كردار مرد آزاده (عارف) در اينگونه موارد پرسش كرد.
استاد كنفوسيوس پاسخ داد: مرد آزاده از هرگونه اندوه و سوگواري و ترس آزاد است. بي اندوه و ترس زيستن نشان طينت و سرشت مرد آزاده است.
دزي كونگ پرسيد: طبيعت خاص مرد آزاده چيست؟
استاد گفت: نخست عمل كردن و سپس با سخنان خود خويشتن را موافق اعمال نشان دادن. يعني وي مقاصد خود را پيش از آنكه به ديگران بازنمايد، در نفس خود به كار اندازد.
از «مكالمات» اثر كنفوسيوس، ترجمه: كاظم زاده ايرانشهر
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱۱ ب.ظ توسط مریم برادران
