مثل یک لیوان آب خنک
به تو غبطه میخورم. به این اخلاق آرام، منش مهربان و آماده به خدمتت. به سادگی نگاهت به زندگی که روزهایت را هرچند سخت، گذرا میکند. بارها وقتی در قبال بد اخلاقیام (و به قول تو جدیتام!) میخندی و به کارهایت ادامه میدهی، دلم خواسته بگویم چقدر این ویژگیات را دوست دارم، چقدر تحسین برانگیزی در چشم من. اما دیسیپلین مدیریتام را حفظ کردهام! استاد «ع» راست میگفت: سازمان محل مرگ روابط انسانی است؛ چون رسمیت حرف اول را میزند. و «باید» اینطور باشد.
برای سال نو خداحافظی کردیم و تا سال دیگر خندههایت را با خودم به یادگار خواهم داشت و عجله همیشگیات را برای رفتن به خانه در کنار اضطراب شروع یک کار جدید...
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ توسط مریم برادران
