چراغ سبزت طولانیتر باد!
چراغ راهنما را نگاه میکنم: سبز، زرد، قرمز. میشمارم: 33، 32، ... 3، 2، 1، زرد، مکث، قرمز، 40، 39، ... 2، 1 . مثل زندگی میماند. وقتی چراغ سبز روشن است، خوب میرانی، بی خیال و سرخوش. زرد احتیاط است، همان وقتی که نباید بیگدار به آب زد. و قرمز! عذاب آور است. گاهی آنقدر طول میکشد که امید سبز شدن را از دست میدهیم. درست مثل وقتی که چراغ راهنما را از حالت اتوماتیک به PO تبدیل میکنند، یعنی آقای پلیس نقش تنظیم گر را دارد. حتماً شرایط جوری است که باید صبر کنی. شاید به تو سخت بگذرد، اما لازم است.
گاهی بوقت در میآید که «بس است». اما آقای پلیس مهربان، چون میداند چه چیز بهتر است، بیخیال بوقهای تو و امثال تست. به وقتش سبز هم خواهد شد. اما حواست باشد، هیچ شرایطی باقی نمیماند، میگذرد، تغییر میکند. حواست باشد غافلگیر نشوی. همیشه در کمین لحظهها بمان تا درست ترمز کنی، از سرعتت کم کنی یا گازش را بگیری و در لاین سرعت خوب و خوش برانی.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٥۳ ب.ظ توسط مریم برادران
