اشکهایت را با اضطراب من قسمت کن...
باز تقویم را ورق میزنم و دوم آذر را high light میکنم. حتا اگر یادم نباشد چه روزی است، این روز مرا حس میکند!
هیچ نمیفهمم چرا همیشه «دوم آذر» برایم اتفاق میافتد. حتا اگر بگذرم به بی اعتنایی. بعضی روزها بخشی از سرنوشتاند. سرنوشت من با این روز گره کوری دارد.
دانه های تسبیح به اضطراب بین انگشتانم میچرخد، آمین ... آمین ....
دعا کردهام: روزی که پیشگویی تو تعبیر شود و گرههایم یکی یکی باز شوند، این گره کور از بین انگشتان تقدیر جان سالم به در برد.
برای سالگرد منوچهرِ فرشته
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٦ ب.ظ توسط مریم برادران
