وقتی نیست ...


مجلس شانزدهم

 

خداوند به ابراهیم فرمود: ای ابراهیم محبوبترین آفریدگانم نزد تو کیست؟ عرض کرد: حبیب تو محمد.
فرمود: او را بیشتر دوست داری یا خویش را؟
عرض کرد: او را بیشتر از خویش دوست دارم.
فرمود: فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خویش را؟
عرض کرد: فرزند محمد را بیشتر دوست دارم.
فرمود: آیا سر بریده فرزند محمد به دست ستمکاران دردناکتر است یا قربانی شدن فرزندت به دست تو و در راه فرمانبرداری از من؟
عرض کرد: بریده شدن سر او دردناک تر است.
پس آن هنگام خداوند وحی کرد که به اندازه بزرگداشت حسین در نزد تو پاداش قربانی نمودن فرزندت را به تو ارزانی داشتم.

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 263


مریم برادران

مجلس پانزدهم

 

زکریا از پروردگارش پرسید چرا چون نام چهارتن از پنج تن را میگویم آرامش می یابم ولی نام حسین اشک از دیدگانم جاری میکند و ناله از نهادم برمیخیزد؟ 
خداوند او را از ماجرا آگاه کرد و زکریا سه روز از مسجد بیرون نرفت و پیوسته گریست و چنین مرثیه کرد: پروردگارا بر من پسری عطا کن و او را در پیری من روشنی چشمم قرار ده و مرا شیفته او کن پس آنگاه سوگوار فرزندم کن آنسان که حبیب خویش محمد را سوگوار حسین ساختی.
پس خداوند یحیی را به او ارزانی داشت و زکریا را سوگوار فرزندش یحیی ساخت.

کتاب  امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 212-213 با تلخیص


مریم برادران

مجلس چهاردهم

چوپانی گوسفندان اسماعیل را میچراند. روزی چوپان به آن حضرت خبر داد چند روزی است گوسفندان از آب رودخانه فرات نمی نوشند!
حضرت علت را از خدا پرسید. خطاب آمد از گوسفندان بپرس. اسماعیل از گوسفندان پرسید چرا آب این رودخانه را نمی نوشید؟ گفتند شنیده ایم که یکی از فرزندانت به نام حسین که فرزند محمد است در کنار این رود تشنه کشته میشود و ما از فرط غم و اندوهش از این آب نمی نوشیم.

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 210


مریم برادران

مجلس سیزدهم

 

حضرت در حال نماز بود. مرد بیابانگردی پیش رویش ایستاد و گفت: هرکه به تو امیدوار شد و حلقه در تو را کوبید ناامید نشد.
چون حسین نمازش را به پایان برد به خانه اش درآمد و چهارهزار سکه طلا در ردایش پیچید و با حجب و حیا از میان در به مرد داد و فرمود: از کمی آن عذر میخواهم و بدان نسبت به تو مهربانیم...
مرد گریست. حسین پرسید: آیا مقدار سکه کم است؟
گفت: نه. از آن میگریم که چگونه روزی خاک دستهای بخشنده ترا فراخواهد گرفت؟
... و چگونه است حال او وقتی دردمندانه بر بالین قاسم فرمود: بر عمویت سخت گران است که تو او را به یاری بخوانی و نتواند جوابت دهد یا آنگاه جواب دهد که دیگر سودی برای تو نبخشد.

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 188-189


مریم برادران

مجلس دوازدهم

 

بنابر دین اسلام باید انسان نیک اخلاق و نیک صفت را بزرگ داشت هرچند کافر باشد؛ از این روی خداوند به موسی وحی نمود سامری را نکش چون او انسان بخشنده و گشاده دستی بود. و جبرییل بر پیامبر نازل شد که یکی از اسیران کافر را نکش چرا که او به گرسنگان غذا میداد. 
اگر انسان نیک صفتی مورد اهانت قرار گیرد دلها به درد می آید... 
اینک اگر صفات و ویژگیهای حسین را بنگری و به مصیبتهای آن حضرت نظر افکنی تطابق صفات و مصیبتهای آن حضرت تو را اندوهگین میسازد و اشک از دیدگانت فرو می ریزد.

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 186 با اندکی تلخیص


مریم برادران

مجلس یازدهم

 

امام در هفت موقعیت استغاثه نمود:
* نخست هنگامی که لشگر حضرت با لشگر عمر سعد رویارو شد. در این هنگام فرشته پیروزی برفراز سر حضرت فرود آمد ولی حسین دیدار خداوند را بر پیروزی بر دشمنان برگزید. پس برای اتمام حجت سخنانی فرمود که یارانش برای فدا نمودن جان خویش بر دیگری پیشی میگرفت.
* استغاثه دوم هنگامی بود که کار بر او سخت شد چرا که کشته شدن یاران و پریشانی زنان و کودکان را میدید و سوزناکانه فریاد برآورد: آیا کسی هست این پریشانی را از ما دور سازد؟ و زنان را برانگیخت که آهنگ او کنند...
* حضرت تنها راهی میدان نبرد شد... بر چپ و راست نگریست و هیچ کس را ندید جز پیکرهای به خون خفته یاران و خاندانش و پشت سر زنان و فرزندان... و فریاد غمباری برآورد: آیا فردیادرسی هست که بخاطر خدا به فریاد ما برسد؟... و به شیون زنان برگشت و فرمود: آرام باشید تا دشمنان شاد نشوند، همانا گریستن ها در پیش است...
* دادخواهی غریبانه حسین رنجی در امام سجاد پدید آورد که از بستر برخاست و شمشیری برداشت و کشان کشان به سوی میدان رفت... و حسین فرمود: ام کلثوم او را بگیر و نگذار گام در میدان نهد تا زمین از نسل آل محمد خالی نماند...
* و با پیکری زخمی بر زمین افتاده بود چنان غمبار که دو کودک برای فریادرسی از خیمه ها به سوی او شتافتند. یکی دختری بود که به شمشیر شقاوت هانی بن ثبیت به شهادت رسید و دیگری عبداله بن حسن یازده ساله که دست از بدنش جدا کردند و به شهادت رسید.
* و مصیبت سخت تر آن بود که زینب به سوی عمر سعد رفت تا از او یاری خواهد که عمر سعد با شنیدن سخن غمبار او که "اباعبداله را میکشند و تو نگاه میکنی؟" گریست چنانکه اشک از محاسنش میچکید!
* رنج و مصیبت به اوج رسید و هفتمین دادخواهی حسین روی داد. صدای حسین با کلمات خاص و شیوه خاص و در حالتی خاص به سختی بلند شد و چنان مظلومانه بود که نه تنها حاضران بلکه همه موجودات و همه آفریدگان به تکاپو افتادند و همه اهل عالم در آسمانها و زمین ها و در میان آنها به لرزه درآمد و هرموجودی از قرارگاهش بیرون آمد و عرش عظیم و آنچه پیرامونش بود آنچه در عرش بود و آنچه در فرازش و در میانه اش، همگی به تکاپو افتادند و اجزای بهشت و هرکه در بهشت بود و دوزخ و هرکه در دوزخ بود و هر آنچه دیدنی بود و نادیدنی؛ همگی به لرزه درآمد...

و امام حسین اینگونه بود؛ از شیخ جعفر شوشتری، با اندکی تلخیص ص 344-349


مریم برادران

مجلس دهم

 

به راستی که از سوی پروردگارت فرامین بسیاری صادر شده است که انجامش برعهده تست. پس از این چند روز دنیا عالم برزخ را پیش رو داری که عذابهای الهی در آن عالم چه دشوار و سهمگین است.
برحذر باش؛ که پس ازعالم برزخ به صحرای محشر گام خواهی نهاد و عظیم ترین و سهمگین ترین فرمان الهی در قیامت صادر خواهد شد. 
اما با توسل جستن به حسین میتوان خطابات الهی را به خوبی انجام داد و جریان خطابهای تکوینی خداوند را آسان نمود و خطابهای عذاب آور الهی را دور ساخت...

کتاب امام حسین اینگونه بود، از شیخ جعفر شوشتری، ص 161


مریم برادران

مجلس نهم

 

به گاه تولد حسین خداوند پنج وحی فرستاد:
* به رضوان- کلیددار بهشت- وحی کرد آراستگی بهشت و بوی خوشش کرامت و بخششی است به سبب ولادت حسین
* به حوریان وحی کرد خویش را بیارایند و به گرامیداشت ولادت به دیدار یکدیگر بروند و ندای سبحان الله والحمدلله والله اکبر برآورند.
* به جبرییل وحی کرد همراه هزار گروه فرشتگان سوار اسبهای سپید و زرین مملو از در و یاقوت و سرنیزه هایی از نور فرود آیند و به پیامبر تبریک بگویند... و پس از آن تسلیت شهادت به دست امتش...
* به جبرییل وحی کرد من نام او را حسین نهادم... 
و جبرییل برای حسین در گاهواره اش زمزمه کنان لالایی میخواند...

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 139-140 با اندکی تلخیص


مریم برادران

مجلس هشتم

 

خداوند چهارنوع آب به آن حضرت عطا فرمود:
1.  آب کوثر برای رفع عطش او و یاران شهیدش که هنگام افتادن بر خاک سیراب نمود و سوگواران حسین که روز تشنگی بزرگ خواهند نوشید.
2. آب حیات که در بهشت با قطره های اشکهایی که برای حضرت فروریخته شده آمیخته و شیرین تر میگردد.
3. اشک چشمها که او کشته اشکهاست.
4. آب گوارا که دوستداران آن حضرت چون بنوشند او را یاد کنند...

و او از حقوق چهارگانه خویش درباره آب بازداشته شد:
1. پس به راستی همه مردم در استفاده از آب و علف و گیاهان باهم شریکند...
2. به خاطر حق حیات اگر جان حیوان اهلی یا غیر آن در خطر باشد و آب اندک، باید برای نماز تیمم کرد و آب را به حیوان داد.
3. حضرت مردم کوفه را هنگام خشکسالی در صفین و قادسیه و رویارویی با لشگر حر سیراب ساخت.
4. و فرات... بخشی از هدیه های خدا به مادرش فاطمه بود به هنگام ازدواج با علی...

کتاب امام حسین اینگونه بود، ترجمه الخصائص الحسینیه، از شیخ جعفر شوشتری، با اندکی تلخیص ص 130-132


مریم برادران

مجلس هفتم

 

پیامبر حسین را هنگام بازی با کودکان در میدان مدینه دید و در برابر نگاههای بیشمار مردم به سوی او رفت و دستان مبارکش را گشود و در همان حال حسین شروع به دویدن در میدان کرد و پیامبر نیز در پی او دوید و چون پیامبر او را گرفت یک دست در زیر چانه و دست دیگرش را بر پشت سرش قرار داد و دهان بر دهان او گذاشت و او را پیاپی بوسید و فرمود من از حسینم  و حسین از منست و خدا دوست دارد آنکس را که حسین را دوست دارد.
و روزی کودکی را دید که در راه نشسته است. او را در آغوش گرفت و مورد مهر بسیار قرار داد. چون سبب این کار را پرسیدند فرمود: من او را دوست دارم او فرزندم حسین را دوست دارد. خود دیدم او خاک پای حسین را برداشت و بر صورت نهاد و جبرییل مرا آگاه کرد که او در واقعه عاشورا از یاران حسین خواهد بود.

کتاب امام حسین اینگونه بود، ترجمه الخصائص الحسینیه، از شیخ جعفر شوشتری، ص 118-119


مریم برادران

مجلس ششم

 

روزی پیامبر خدا در پی حسن و حسین از خانه درآمد و آن دو را در حالی یافت که در باغی خوابیده بودند. نخست لب و دهان حسین را بوسه باران نمود تا از خواب بیدار شد. در آن هنگام مقداد پرسید: گویی حسین برادر بزرگتر است که نخست او را بوسیدی؟ و پیامبر گفت: محبت و عشق به حسین در ژرفای وجود مؤمنان است. 
با اینکه برادر حسین در بزرگی و والاتباری برتر از حسین است یا با او همسان، ... مهر حسین ویژگیهایی دارد که ارتباطی با فزونی یا کاستی مقام ندارد.
از جمله ویژگیهای مهر حسین آنست که دل مؤمنان همواره در هوای زیارت اوست و چون از حسین سخن به میان آید دل شنونده در غم فرو میرود و چون از بازگشت زیارتگران یا راهی شدن به کربلا خبر بشنود حالش دگرگون شود.

کتاب امام حسین اینگونه بود، ترجمه خصائص الحسینیه، شیخ جعفر شوشتری، ص 112-113


مریم برادران

مجلس پنجم

 

پیامبر دربرابر هر پیشامد ناگواری شکیبایی ورزید ولی درباره حسین نتوانست و اشک از دیدگانش فرو می بارید... هرگاه از او را می نگریست اشک در چشمانش حلقه میزد، به علی میفرمود حسین را در دستانش بگیرد تا گلوی حسین را ببوسد و می گریید....
و چون حسین را شادمان میدید میگریست، چون اندوهناک میدید میگریست، چون حسین جامه نو میپوشید میگریست، و علی و فاطمه و حسن نیز این چنین میگریستند.

کتاب امام حسین اینگونه بود، شیخ جعفر شوشتری، ص 92


مریم برادران

مجلس چهارم

 

امام حسین در شش هنگام گریست:
نخست آن هنگام که بر آن شد تا گام در میدان نبرد نهد که در این حال دختر خردسالش که آن حضرت بسیار به او مهر میورزید شتابان و فریادکنان نزد پدر آمد و خود را بر جامه پدر آویخت و عرضه داشت: آرامتر، آرامتر... و آنگاه دستها و پاهای پدر را غرق بوسه نمود. پس در این حال حسین بر زمین نشست و او را در آغوش نشاند و سخت گریست...
دوم آنگاه که بر پیکر در خون خفته برادرش آمد و او را بر زمین افتاده با مشکی پاره و دستان گسسته از تن و به کناری افتاده یافت و در این هنگام به سختی گریست.
سوم آن هنگام که قاسم بن حسن آهنگ نبرد نمود و امام دست در گردن برادرزاده چنان سوزناکانه گریست که بیهوش شد.
چهارم آن هنگام که بر سر پیکر در خون آرمیده قاسم نشست و پیکرش را درهم کوفته از زیر سم اسبان یافت.
پنجم آن هنگام که فرزند برومندش علی اکبر گام در میدان نبرد بی بازگشت نهاد؛ امام دیدگان اشکبار خویش را فروبست و محاسنش را در دست گرفت و سر به آسمان پروردگارش را خواند.
ششم آن هنگام که خواهرش زینب را دلداری میداد و آرام میساخت...
و تو اگر در این حالتهای غمبار اندیشه کنی در میابی آنکس که دل سلیم و مهرورز و مهربان دارد از گریستن ناگزیر است و امام در هریک از حالات، رفتاری حکیمانه از خود نشان داد.

کتاب امام حسین اینگونه بود (خصائص الحسینیه)، شیخ جعفر شوشتری، ص 95-96


مریم برادران

مجلس سوم

 

از ویژگیهای نبرد امام حسین که آن را اندوهبارتر می سازد این بود که دشمنانش قوانین بسیاری را که حتی در پیکار با کافران میبایست رعایت میشد زیرپا گذاشتند:
* نباید در ماههای حرام هیچ نبردی آغاز گردد...
* در نبرد با کافران نیز کودکان و زنان را به خاک و خون نمیکشند و نمیکشند. ولی یزیدیان کودک شیرخواره را به هنگام آنکه او را می بوسید کشتند...
* در نبرد نبایست زمین دشمن را به آتش کشید.
* در عرب رسم اینست که در نبرد تن به تن چند تن به یکباره بر یک رزم آور حمله ور نمیشوند...
* نبرد را هنگام عصر می آغازیدند تا نبرد به درازا نینجامد تا به نابودی شماری از دو سپاه نکشد...
* سر بریده هیچ کس از میدان نبرد بیرون نمیرفت هرچند بریدن سر کاری دلیرانه بود.
* بزرگ کافران را پیش از کشتن غارت نمیکنند....
* بدن کشته شده دشمن را تکه تکه نمیکنند - حتا بعد از احد و مثله شدن حمزه ابوسفیان گفت من چنین فرمانی ندادم...
* نبایست زنان اسیرشده را بر مردان کشته شده آنان عبور داد...
* زنان فرمانروایان سپاه کفر اگر به بند کشیده شوند نباید نقاب از چهره شان برکشید...

پ.ن: چون علی عمروبن عبدود را کشت، جامه و جنگ افزار و حتی زره او را غارت نبرد. فرمود: این بزرگ قوم خویش بود و دوست نداشتم حرمتش را درهم شکنم. 
خواهر عمروبن عبدود چون به بالینش رسید شادمان شد و سرود: هماورد و کشنده برادرم کسی است که نتوان بر او عیبی گرفت. و از دیرباز همگان گویند او یگانه مرد شهر است. و من میدانم اگر کشنده اش چوپان زاده پست تبار با چهره لک دار و سفله ترین مردم بود - شمر- خواهرش چه میکرد و چقدر پریشان میشد.

کتاب امام حسین اینگونه بود (ترجمه خصائص الحسینیه), از شیخ جعفر شوشتری،  با اندکی تلخیص، ص 77 تا 80


مریم برادران

مجلس دوم

 

ابی بن کعب عرض کرد: ای پیامبر آیا کسی جز تو آراستگی آسمانها و زمین است؟ 
پیامبر فرمود: سوگند به آنکس که مرا به حق، به پیامبری برانگیخت، همانا حسین بن علی در آسمانها والاتر و بلندمرتبه تر از روی زمین است. و همانا خداوند در سمت راست عرش نگاشته است: همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.
پس آنگاه دست حسین را گرفت و فرمود: ای مردم! این حسین بن علی است. او را بشناسید و برترش بدارید آنسان که خداوند او را بر دیگران برتری داده است.

کتاب امام حسین علیه السلام اینگونه بود (خصایص الحسینیه)، از شیخ جعفر شوشتری- ص 63.


مریم برادران

مجلس اول

 

حسین گاهی بر شانه و گردن جبرییل می نشست. و گاهی بر شانه و سینه پیامبر می نشست و گاهی پیامبر او را روی دستانش بلند می کرد تا لبهای حسین را غرق در بوسه کند و گاهی او را بر روی دستانش بلند می کرد تا همه مردمان جایگاه فراز او را ببینند...
و گاهی علی او را بر دستانش نگه می داشت و پیامبر همه اعضای تن پاک حسین را می بوسید و پیامبر خدا لحظات پایانی عمر خویش را سپری می نمود و حسین را بر سینه نشانده بود و او را می بوسید و می فرمود: یزید را با من و خاندانم چه کار است؟ خداوند یزید را خیر ندهد!

کتاب امام حسین علیه السلام اینگونه بود (خصائص الحسینیه). شیخ جعفر شوشتری- ص 49


مریم برادران

رزق محرم

رزق محرم امسالم باشد "خصائص حسین" نگارش شیخ جعفر شوشتری که امشب مقدمه اش را خواندم و شگفت زده مانده ام از این خوف و رجا و استدلالی که نگارنده در امید به رحمت الهی با نگارش این کتاب در خود پرورانده است و به خواننده می نوشاند.


مریم برادران

دلم را به زلفت گره می زنم؛ گره کور

 

دلم گواهی می دهد امسال قرار است محرم رنگ دیگری داشته باشد... معرفت نیست در من اما همیشه امیدم به بزرگواری شماست.

امسال محرم را به خاطر صفای یک دوست به تو بیشتر فکر می کنم و خجلم از این همه نشناختنت و شیدایی او. به شوریدگی او تو را خواهم نگریست؛ با همین چشمهای کورم...



مریم برادران

امانت های فراموش شده

مدتهاست به این فکر می کنم چقدر خودمان را فراموش کرده ایم؛ آدمیانی با پوست و استخوان، با روح و احساس، با عقاید و دغدغه های خاص، با هر آنچه ما را آدم کرده است.

کاش یادمان بماند ما خودمان در دست خودمان امانت ایم... کاش یادمان بماند هر کس در قبال دیگری مسئول است.



مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0