وقتی نیست ...


آفتاب جمعه

آفتاب جمعه دل فسرده را مرهمی است، آنقدری که پس از مدتها لبخندی به چهره ات مهمان کند که "صبح به زودی خواهد آمد..." و "قریب" که زمانش را نگفت، برای آن است که هر روز امید ببندی و صبرت را محک بزند خدای بی زمان و بی مکان. 


مریم برادران

 

یافتن حقیقت در دنیا چیزیست که نقطه آمال همه ماست. در هر تیپ و لباس و شخصیتی که باشیم. راهش را گاه گم میکنیم اما. گاهی فکر میکنم ما را به چیزی جز انجام وظیفه که همان حفظ حریم انسانی و ارزشهای دینی است  نخوانده است. کشف حقیقت شاید نه در دنیا که در عالم دیگر خواهد بود؛ یوم تبلی السرائر... پس مرا وظیفه ایست و او را تعهدی.

الهی چنین کن که پایان کار     تو خشنود باشی و ما رستگار

این روزها بازیهای دنیا چشمم را ترسانده است، از خودم، نفسم، علقه هایم...


مریم برادران

پایان نیست...

مهربانی، مهربان ترین.

گاهی دست رحمتت را که بر دلم می کشی و آرامش می کنی حس می کنم. و شکرانه این همه رحمت از بنده ای که هیچ ندارد جز دلی که همیشه دوست داشته مأمن تو باشد و دوستانت، چیست؟ باز هم تویی که باید رحم کنی و مهربانی. پس دلم را مسکن خودت کن.

آمین


مریم برادران

تجربه مرگ

تجربه مردن در دنیا تجربه ایست دشوار. گاه به اتفاقی احساست بهره ای از زندگی ندارد. بلند شدن از زمین برای کسی که یکباره همه آنچه در ذهن ساخته و پرداخته است و حالا که چشم گشوده دیده همه نیست شده اند، احساسی جز رفتن به دنیایی دیگر ندارد؛ چیزی شبیه به مرگ.

کاش وقتی چشمم گشاده شد به عالم دیگر، به عقبی، احساس غبن و خسران نباشد و زندگی در آنجا رنگ دیگری داشته باشد. شاید مردن قبل از مردن معنایی چنین داشته باشد.


مریم برادران

ترس از عاقبت...

دنیا را بحل... روزی که چشمت گشوده شود به حقایق، روزی است دشوار. گویند به رحمت امید دار. مرا که در دنیا رحمی به خلق نکنم چه امید به رحمت او. 


مریم برادران

گاه امتحان...

امتحان الهی دشوار است. اگر نبود، نامش را امتحان نمی گذاشت! یک چیز را نباید فراموش کرد: شیطان در کمین ما نشسته است و گاه با حالی خوب یا خوابی خوش یا اتفاقی مبارک چراغ سبز نشانمان می دهد. شیطان دشمن قسم خورده زیرکی است... خداوند ما را در امان دارد. آمین

پ.ن: خیلی وقتها به این نقل قول علامه قاضی فکر می کنم که چهل سال مراقبت کردم و یک خواب خوب یا حال خوش تجربه نکردم. بعد از آن دریچه ها بر من گشاده شد. این است که او می شود علامه قاضی بزرگ و ما در پیچ و خم رویاها سرگردان. رضایت الهی را سنجه چیست؟


مریم برادران

از پوسته ها گذشتن...

حال من خوب است؛ خوب. حال گنجشکی را دارم که خانه اش ویران شد به بادی و بعد از غم دانست از گزند نیش ماری در امان مانده است. 

حال من خوب است؛ خوب. حال کسی را دارم که بعد از ناامیدی چشم گشوده و دیده سر بر دامان مهر الهی داشته است.

حال من خوب است؛ خوب. حال کسی را دارم که شکر کمترین کاریست که می تواند در قبال داشته هایش بکند. 

و آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟


مریم برادران

عقل نور است...

و کاش عقلهامان را دست تو رشد دهد...

این روزها وقتی دعای فرج می آید، این دعا بر زبانم جاری می شود. عجیب عقل چیزی است که این روزها فراموش شده و احساس جایش را پر کرده... و این است که وقتی چنین می شود باید منتظر جابجایی خیلی چیزها بود؛ ظلم مگر چیزی غیر از این است؟


مریم برادران

لیلی باش و مجنونی کن...

عشق یکتایی در دوست داشتن است، دوست داشتن آنگونه که همه چیز را در خود جمع دارد. اینکه حاضر باشی به خاطر کسی از همه چیزت بگذری، از اعتباراتی که این روزها محل مناقشات آدمیان است دل بکنی و بروی دنبال کسی که حالا همه چیزت شده و همه چیزش برایت خواستنی است، روحش، عاداتش، مرامش و حتی جسمش.

عشق چیزی است که دل کندن را مثل جان کندن دشوار می کند و مگر می شود که از عشق گذشت و زیست به سان آدمی که عشقی به خود ندیده است.

دوست داشتن اما یکتایی ندارد. در یک دل می شود دوستان زیادی داشت، دوستانی متنوع که حتا هم مرامت نیستند و باز هم حاضری با آنها باشی و لحظاتی که هستی خوشی.

عشق را اما جایگزین، دوست داشتن نیست. و کاش بدانیم عشق پرستیدن هم نیست، رویه ای از دوست داشتن شدید است که ترس را زایل می کند. به همین دلیل است که به مجنونی تنه می زند چون منطقش با دیگران همخوان نیست.

عشق تو را لطیف می کند و راه را برای دریافت و شهود می گشاید و از این روست که می تواند به دوست داشتنی های بزرگ و عشق های بزرگتری تو را هدایت کند. گویا در این تمثیل که «نبرّد عشق را جز عشق برتر»

 


مریم برادران

حیرت

گاهی آنقدر کسی را دوست داری که دلت نمی خواهد خطایی بکند تا سرافکنده شود یا عذری بطلبد. آنقدر دوستش داری که حاضر نیستی وقتی خطایی کرد او را رسوا کنی و به کسی بگویی چه کرده است حتا اگر در حد سوء ظن دیگران به خودت باشد. گاهی آنقدر دوستش داری که ...

و حالا حیرت می کنم خدایا تو چقدر ما را دوست داری!

 


مریم برادران

تسکین دل بیقرار چیست؟

وقتی داشت الگوی انسان شناسی اسلامی را که از مطالعات قرآنی استخراج کرده بود نشانم می داد، پرسیدم: "این دل این وسط چه می کند؟" بین مولفه دنیا و آخرت "دل" را گنجانده بود.

جوابش دلم را لرزاند: "جنس دل نه دنیایی است نه آخرتی اما نقطه ای بحرانی است که باید حواسمان بهش باشد. شادی دل مومن ارج دارد، حتا دل بچه و شکستنش هم که جای خود دارد..."

دارم هی فکر می کنم خدا برای امتحانهایش در این دنیا از چه ابزارهایی استفاده می کند؛ از همانهایی که عبرت است برای اهلش: ساده اما گران.


مریم برادران

قرار بیقرار...

ترم جدید از شنبه آغاز می شود و من مشتاق دیدن دانشجویانی پرسشگر که سلولهای خاکستری مغزم را فعال کنند. ترم جدید درسهایی دارم که شاید دشوار باشند از این حیث که تجربه هایم در تدریس شان زیاد نیست اما دوستشان دارم و احتمالا باید تلاشی مضاعف کنم.

یکی از درسهایم مکاتب تربیتی است؛ فلسفه های تربیت و آموزش و پرورش که من آن را فراتر می دانم: فلسفه زندگی... چیزی مهم و مهترین چیز در زندگی ما آدمها که مسیر حرکت، شیوه نگاه و نوع انتخابمان را تعیین می کند.

در این چند روز اخیر تجربه هایی کرده ام سخت که گویا آمده بودند نشانم دهند اینکه می فرماید آدمها با اندیشه شان با تفکرشان با آنچه شده شاکله شان محشور می شود یعنی چه. نشانم دهد تفاوت آدمها در اندیشه ای است که با صرف رفتار روزمره نمی شود سنجیدشان و در بزنگاه است که رخ می نمایانند. این روزها دلم ویران است از تجربه هایی که می گوید بشتاب به اصلاح خودت، به داد اندیشه ات برس، به هول خودت و دیگرانی که در این راه مانده اند دست یاریگری را بفشار...

این روزها به این فکر می کنم که اگر در کتابها خوانده ایم رئالیسم منش اسلام است و ایده ئالیسم توهماتی که ممکن است سر از جاهای باریک در آورد را می شود به راحتی دور و برمان ببینیم. اینکه دلم چیزی بخواهد و با آن خوش باشم و تصورات و ذهنیاتم را مدیریت نکنم و آن را جدا از زندگی روزمره ای بدانم که خودش جلوه صراط ماست، همان خطری است که به راحتی در زندگی خیلی از ما رخنه کرده است.

دوست دارم در این فرصتی که خداوند مهیا کرده است، بیاموزم چگونه بیندیشم تا خدا را در دل و جان مهمان کنم و در لحظه مرگ بتوانم مشتاق بروم.

خداوند توفیق دهد تا اندیشه هایمان را اصلاح کنیم... آمین


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
خرداد ٩٦
اردیبهشت ٩٦
فروردین ٩٦
اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0