وقتی نیست ...


درد بی صاحبی...

1

عید است اما دلهای ما شاد نیست، انگار غربت را این روزها بهتر درک می کنیم وقتی می بینیم این همه مسلمان به مسلخ می روند به دست ظاهرا مسلمانانی و باز هم آب از آب تکان نمی خورد و کسی نیست که داد مظلوم بازگیرد.

2

عید است و در روز جمعه؛ عید در عید است اما دلهای ما شاد نیست. انگار نطفه غمی که به انتظار ختم می شود، به نیاز واقعی به صاحب، دارد کم کم شکل می گیرد.

3

استادم می گفت: آدمها به اندازه مجالی که دارند رخ می نمایانند؛ نفسانیت خود را جولان می دهند. به اندازه ای که قدرت داشته باشند، قدرت نمایی می کنند. می گفت مراقب باشید که از انسانیت دور نشوید و نهایت نبود انسانیت قتل نفس است...

4

به حرفهای استادم که فکر می کنم گاهی خوف یرم می دارم: مریم به اندازه کوچکی خودش می تواند خطرناک باشد، دل کسی را بشکند و به روی خودش نیاورد که هیچ، حتی دلش خنک شود، یعنی به عمد چنین کند... مریم به خاطر جایگاهش حق کسی را ضایع کند و با جمله قانون می گوید خودش را آرام کند... مریم رقیب خودش را از صحنه حذف کند و خودش را به این راضی کند که صحنه رقابت دوستی نمی شناسد... مریم به کسی به هر دلیلی برچسب بزند و بعد بایستد کنار و بر درایت و بصیرتش آفرین بگوید... مریم هزار کار خرد و کلان غیر انسانی بکند با هزار توجیه آراسته مردم پسند و وای بر او روزی که بر پله بالاتر نردبان بنشیند...

5

گاهی فکر می کنم اگر قدرتم به اندازه ظالمان بزرگ تاریخ بود آنقدر انسان بودم که کاری غیر از آنچه آنها می کنند انجام دهم؟! جوابش را مدتهاست با خودم تکرار می کنم: نظام منفعتی که روز به روز در ما در زندگی شخصی گرفته تا زندگی اجتماعی مان شکل می گیرد، غافلانه ما را به راحتی از شاقول انسانیت دور می کند و ما به دنبال آن دجال می دویم... خداوند مرا از نفسانیت دور کند، مرا حفظ حرمت حرم دلها بیاموزد تا حفظ حرمت حریم الهی را بیاموزم- آمین


مریم برادران

راهی که باید رفت...

گذر از مراحلی گاهی آنقدر طاقت فرسا می شود که نمی دانی خوبی یا ناخوب. نمی‌دانی منفعل شده ای یا صبرت افزایش یافته. نمی دانی دلت شکسته و خوب است یا حالت خراب است و باید چاره بیندیشی. همین که می توانی هنوز شکر کنی شاید آرامش باشد. 

خیلی وقتها گستاخانه از تو می پرسم آیا این آزمایش ضرورتی داشت؟ آیا در من رشدی ایجاد کرد؟ آیا مرا به نقطه ضعفی آگاه کرد؟ باز هم باید خودم پاسخ دهم: عاقل باشی، حتما... اما من در این راه کودکم و نابالغ. این یکی را خوب می دانم... یعنی روزی بلوغی در بین خواهد بود؟ امیدوارم...

گذر از مراحلی می تواند نگاه آدم را تغییر دهد به خیلی چیزها، و ارزش خیلی چیزها را به چشمت اندازه کند. باید مواظب بود این تغییر نگاه زاویه اش از امتداد نگاه خدا زیاد نباشد والا بدگمانی و ناامیدی به همراه دارد.

باز هم دلم را می دهم به تو... مواظبش باش


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0