وقتی نیست ...


مرا معلم قرار ده...

دانشجویانم را دوست دارم، کنجکاویشان، سوالات تمام ناشدنی شان، حتی گاهی گستاخیشان که به هرحال اقتضای این سن و سال است. 

وقتی سرکلاس فقط گوش میدهند و به دلیلی، مثل تذکرات بعضی مقامات، سر به زیر میشوند، حالم گرفته میشود. فکر میکنم خودشان نیستند و این خوشایند نیست. دروغ چرا، شده از شلوغیشان عصبانی شوم. مثل جلسه پیش که حتی ناخواسته از دهانم پرید که «متاسفم.... هیچ انگیزه ای برای درس دادن نمیگذارید....» و بعد تا آخر کلاس مثل بچه مثبتها سرتاپا گوش شدند اما بعد از دست خودم دلخور شدم. دوست ندارم بچه ها قالب بخورند. چه بسا در همین شلوغیهاشان بهتر یاد بگیرند... من که خودم سر بعضی کلاسهای بخصوص دوره ارشد چنین بودم. رطب خوردن و منع رطب کردن!

معلمی کردن کار سختی است. اما آموختن دارد، بیش از آموزاندن. ظرفیت خودت را میشناسی و چیزهایی را تازه با گفتن میفهمی که فکر میکردی میدانی و نمیدانستی. وقتی چیزی میپرسند و مجبوری بگویی نمیدانم و باید مطالعه کنم، گاهی برق شادی را در چهره دانشجو می یابی و شاید نداند چه قندی در دل تو معلم آب میشود از کشف نادانسته ها و تلاش برای دانستن....

کلاس درس جای خوبی است برای تجربه عالمی فرای زمین اما روی زمین. خدا این نعمت را از معلم نگیرد... 


مریم برادران

عید بلاتکلیفی!

شاید تا تو نیایی چیزی درست نشود. شاید هم بیایی باز هم چیزهایی باشد که درست نشوند. آخر اینجا دنیاست و باید با آن جای موعود فرقهایی داشته باشد. باید فرقی بین رهایی روح و قفس تن باشد.

این عید دوست داشتنی همیشه دلم آویزان است. نمی دانم خوشحال باشم یا غمگین. جور عجیبی هستم. یک دلم شاد است به شادی خلیل خدا، یک دلم غمگین به رفتن امام از عرفات به سمت کوفه. یک دلم امید دارد به رهایی اسماعیل، یک دلم غمگین به روزهای پیش روی علی اکبر و عباس. یک دلم در خلاصی هاجر و یک دل بر  تلاطم زینب.

عید غریبی است. دلم خودم را می کاود. انتخاب و زیستن درست و بر سبیل، چیزی نیست آسان. وسوسه شیطان اگر به عنایت، همیشگی نباشد، در لحظات دشوار هست. و آنچه بر مردان و زنان بزرگ گذشته است در مقیاس خرد قصه زندگی همه بشر است.

این عید که می رسد دلم بین امید و ترس هروله می کند. و عجیب یاد تو می کند. شاید باید چنین باشد. شاید برای همین امروز دعای ندبه را می خوانیم. به قول پارسا- برادرزاده کلاس پنجمی‌ام- اگر بیایی و سئوالهایم را جواب دهی شاید دلم کمی آرام شود.

و این را که می گویم دلم می ریزد: من را خواهی پذیرفت برای آنکه در محضرت بنشینم و بپرسم و بشنوم...؟


مریم برادران

 

پاییز فصل برگ ریزان است و برای من فصل تلاش و نشاط. 

شبهای بلندش را دوست دارم و خنکی هوایش و آسمان متغیرش را.

گاهی فکر می کنم اینکه طبیعتم با هویت طبیعی این فصل تناقضاتی دارد، نشانه ای از عدم تعادل است؟ هر چه هست، خوب یا بد، این فصل بیش از فصلهای دیگر مرا با زندگی اخت می کند. 

کوتاه است اما، باید غنیمتش بدانم.

 


مریم برادران

برای چشمهای نگران مادرانه

"به هوای آرزوهایت اسپندی دود می کنم که دور باشد چشم بد از چشمهای مهربانت"

و چشمهای مهربانت چراغی در زمین اند بانو ...

مباد روزی که چشمهایم، بی فروغ نور چشمهایت باشند.


مریم برادران

دردم می آید پس هستم...

سکوت گاهی کار می کند همانطور که گفتن، گاهی. شناخت مکان و زمان و نحوه گفتن البته چیز مهمی است. دوست دارم بدانم اولویت با شناخت موقعیت است یا نحوه و روش عمل. گاهی بین این دوراهی بزرگ گیر افتاده ام. اما خیلی وقتها فکر میکنم آنچه مهمتر است اینکه حداقل دردت بیاید. چون اگر این حس دیگر نباشد، یعنی سنسورهایت از کار افتاده اند و این یعنی از انسانیت ساقط شده ای.

اما باید مراقب هم بود؛ مراقب آسیبهایی که اگر انسان مدبری نباشی به خودت یا به دیگری یا گاهی به یک تفکر و نظام با ندانستن روش خواهی زد. افراط و تفریط هر دو ضلالت است. 


مریم برادران

خرما بر نخیل

1

دنیا را که غمناک می کنیم حواسمان به این نیست که خوردن و خوراندنش چه عواقبی دارد. 

حشرات نفسانی که وزوزکنان دور و بر هیبت زمینی مان می چرخد و تخم و ترکه شیطنت می کارد، حواسمان نیست چه بر سر طبیعت انسانی مان می آید.

همه یک حرف می زنیم: دنیا جای بدی است، سخت می گذرد ... اما هیچ وقت فکر نمی کنیم خودمان چه کنیم کمی از این بدی کاسته خواهد شد. 

روزهایی که می گذرد مثل برق و باد، حرام چه می شود؟ جنگهای جهانی و منطقه ای بماند، جنگهای خانوادگی و نزاعهای رایج در سازمان و گروههای غیر رسمی و رسمی را نمی شود کاریش کرد؟ چه سادگی، چه مکر و بدخواهی، هر دو اگر آسیب برساند، انسانیت تباه می شود.

خوب که نگاه می کنم احساسم این است که هر کدام ما به اندازه گلیم خودمان که حق زندگی داریم، چرا برای همین گلیم کاری نکنیم؟ چرا روزهای کوتاه عمری که آخرش معلوم نیست و بعد از رفتنش را به قولی کسی نمی داند چه خواهد شد، این همه با تنش و تلخی بگذرد.

دل را یکدله کردن و دوست داشتن همدیگر بدون حساب و قصد و غرض ورزی و نقشه در سر داشتن و حدس و گمان، و با شجاعت و قاطعیت آستینی بالا زدن، انرژی مثبتی دارد که کمترینش، نفع برای خویشتن ناآرام است.

2

حالم که خراب می شود، آستانه بهبودش این روایت است که در بهشت بالاترین جایگاه اراده نام دارد که برای اهلش کنار گذاشته اند. موانع زیادند و کسانی که دوست نداشته باشند خیز برداری کم نیستند. تخلیه انرژی طبیعی است و زمین خوردن ها بخشی از حرکت سنجیده تر بعدی. باید زندگی کرد و لازمه این زندگی استقامت و ایمان به هدف است.

می دانم، می دانم .... اما چراغ قوه ام کمی ناسور شده این روزها.... امروز میخواهم بروم و باطری نوی بخرم. به قول بزرگی «هرچه روح به خدا نزدیکتر باشد آشفتگی اش کمتر است زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره کمترین تکان را دارد.» فکر می کنی دستم به او برسد؟

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0