وقتی نیست ...


پشت دنیا...

وقتی چیزی جلوی نگاهت را می گیرد، نیست می شوم. آنوقتی می فهمم چه بلایی سرم آمده که باز نگاهت بچرخد به این تل خاک.

روزهای کسوفی را با گردشی که طاقتم را بیش از این نفرساید، طلایی کن.


مریم برادران

دلم بس ناجوانمردانه تنگ است

 

"... دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گلهای باغ می آورد

و گیسوان بلندش را 

به بادها می داد

و دستهای سفیدش را 

به آب می بخشید..."


مریم برادران

 


مریم برادران

عزراییل همیشه بی تقصیر

چرا اینقدر عجله داشت برود؟ می خواست به آن اتوبوس برسد. می خواست شب را با پدرش برگردد. انصراف داد و رفت تا در دانشگاهی که پدر و مادرش دوست دارند درس بخواند. که آینده داشته باشد. که کنارشان باشد.... 

حالا کنار بقیه سوختگان خفته است و هنوز پسته هایش روی میز اداره آموزش به دیگران لبخند می زنند... 

اجل همیشه غافلگیرکننده است. یاد نگاه حیرت زده عزراییل  به آن مردی می افتم که وقتی در دورترین جای دنیا از هند به او افتاد تصورش را هم نمی کرد چطور قرار است فردا در هندوستان جانش را بستاند. و مرد رفت، به پای خودش، به گمان گریخت. نمیدانست عزراییل همیشه منتظر است.


مریم برادران

پای استدلالیان چوبین بود

امروز در کلاس منطق چیزهای خوبی یاد گرفتیم و کلی به وجد آمدیم. از آن روزها بود که باز فهمیدیم هنوز میشود دچار شادی شد!

مخلص کلام اینکه برای آنکه بشود فاصله شهود و توهم را دانست، محک عقل لازم است و اگر همین یک مفهوم در جامعه ما جا بیفتد چقدر می شود دکان فرقه های رایج من درآوردی تخته شود.

امام علی علیه السلام فرمود: مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند. و نادانی همان کلید بزرگی است که در دست سودجویان به شاه کلید تبدیل می شود.


مریم برادران

مسئولیت اجتماعی

"خدایا 

کمکم کن دیرتر برنجم

زودتر ببخشم

کمتر قضاوت کنم و بیشتر فرصت دهم ..."


مریم برادران

زمین انسانها

تو می گویی و من باور می کنم که زمین کروی است و انتها ندارد، اول و آخرش به هم وصل است . حالا بگو اگر آخرش به تو ختم نشود، چه فرقی به حال دل من می کند که زمین تخت باشد یا کروی؟

 


مریم برادران

برای رسول

دیشب به شیفتگی ات یک قدم نزدیکتر شدم. انگار که می توانم بعد از این همه سال حست کنم. دور نیستی هرچند شبیه خیلی از مردم این روزگار هم نیستی. اما خنده ها و بی خیالی ات نسبت به این  مردمان و آداب و رسومشان برایم غریبه نیست. 

دیشب توانستم تو را در لحظه ببینم، درست وقتی که نگاه نگرانت با خنده شلیکی و اشکهای پردردت با مزاح کلامت را کنار هم چیدم تا پازلت شکل بگیرد. تو قدر همه لحظه ها را خوب می دانستی...

http://shahidrasul.ir/


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0