وقتی نیست ...


بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد...

1

همیشه برایم سئوال بوده: چه شد که انتخاب ملکه زیبایی باب شد؟ فلسفه اش هرچه بود، قصه جالبش اینجاست که کار خلقت را کس دیگری کرد و پزش ماند برای این خلق خودپرست.

2

مادر بزرگم می‌گوید: وقتی رمضان می‌آید خدا گندم بهشتی را در دلمان می‌کارد. برای همین است که برخلاف روزهای دیگر، نخورده و نیاشامیده، به راحتی گرسنگی و تشنگی را تاب می‌آوریم. یعنی روزه داری هم قصه ای دارد. اینکه مهمانپذیر چه می‌کند و مهمان چه می‌فهمد، باز از همان قصه هاست که افتخار 30 روزش را با غرور به نام خود می‌کنیم. به قول تو، خدا دنبال بهانه می‌گردد گاهی.

3

استاد همیشه می‌گفت: آدمها در قیامت با دارایی خود وارد می‌شوند. سعی کنید دانایی‌تان دارایی‌تان شود.

این روزها کیسه خالی و چشم انتظار بسیار است. فکر کنم باز خودت باید دست کنی در کیسه رحمت و چیزی را به عنوان دارایی‌مان سند بزنی.


مریم برادران

تو مو می بینی و من پیچش مو

راست می گویی...

بیشتر مردان روزگار ما، زنان دانا را ستایش می کنند اما برای زندگی، زنان ساده را ترجیح می دهند.

می پرسی چرا؟

شاید چون دولت آنست که بی خون دل آید به کنار....


مریم برادران

خداوند جمع را دوست دارد...

 

دیشب با گروهی از دوستان افطار را در پارکی برگزار کردیم. هرکس گوشه‌ای از سفره را به دست گرفته بود؛  سفره رنگینی که همه در آن سهمی داشتند. بچه‌ها به کودکانگی خود پرداختند و ما به گپ و گفتی که مدتها بود به خاطر مشغله‌ها و دوری از هم از آن غافل مانده بودیم. دوستانی آمده بودند که بین سه تا پنج سال بود هم را ندیده بودیم. جمع خوبی بود.

این هم از رحمتهای این ماه است؛ تازه شدن دیدارها، سفره اطعام و نزدیک شدن دلها.

خدایا، مرا در این روز مهربانی کردن یتیمان و خورانیدن طعام و فاش کردن سلام و مصاحبت با نیکان نصیب کن. به حق فضل خودت ای پناه آرزومندان.

 


مریم برادران

فرزند زمان خویشتن باش

 

جلسه مصاحبه بود. دوستان دوران دانشجویی شهید جمع بودند؛ جمعی دوست داشتنی. از شیطنت‌هایشان می‌گفتند و آزار و اذیتی که بر استادها روا داشته بودند. بودنشان در کنار هم باعث شده بود در گفتن خاطره ها از هم سبقت بگیرند. همگی هنوز یار غار بودند.

یکی که بسیاری از شیطنتها زیر سر او بود- واقعی‌تر به نظر می‌رسید و احساس ارتباط بیشتری با او داشتم- رو کرد به پسر شهید و گفت: پدرت ویژگیهای خاص خودش را داشت. همه این چیزها را که از خودمان و او می گوییم را در بستر خودش، شرایط خودش بگذار. اگر می گوییم او دست دهنده داشت، شرایط همان روزها را ببین که هشت همه ما گرو نه مان بود... یادت باشد تو مثل او نخواهی شد. نباید هم باشی. زمانه تو فرق دارد. سجایای اخلاقی‌اش را بگیر و به زمانه خودت خوب باش.

 


مریم برادران

مجنون دلش را فروخته است...

این روزها زیاد فکر می کنم به دلهایمان. دلهایی که قرار است مهمان خداوند باشد و این یعنی که باید بهترینها را در خود داشته باشد.

یعنی بتواند دوست بدارد، گرفتار چیزهای کوچک نشود، بتواند قدر بشناسد، رفاقت بورزد، حق و عقل را محور قرار دهد نه منفعت را، سادگی نکند اما ساده لوح هم نباشد، صاف باشد و آفتاب را درست جهت یابی کند، از خود خالی بشود و خلاصه چیزی بشود که اگر نه لایق این مهمانی، ضایع کننده آن نباشد.

این روزها زیاد فکر می کنم به چیزهایی که نیستم و آرزوهای دوره جوانی ام بوده اند. جوانی بر لب بام است و آرزوها بر طاقچه غفلت منتظر عنایت. باید کاری کرد. هیچ وقت دیر نیست. هرچند همیشه وقت تنگ است....


مریم برادران

رفیق پایه...

مهم است که خوبی، مهمتر اما آنست که خوب بمانی. پایداری در هر چیز معنای انتخابی است که کرده ای.


مریم برادران

سعادت غمناک

 

"تو مثل لاله‌ی پیش از طلوع دامنه ها

که سر به صخره گذارد

غریبی و پاکی

ترا ز وحشت طوفان به سینه می‌فشرم

عجب سعادت غمناکی!"

منوچهر آتشی


مریم برادران

روابط امروز

تا در مترو بسته شد،  کیسه اش را باز کرد و گفت: لواشک ترش خوشمزه. خونگی. ترش ترش. خیلی ترش. خفنه خفن. نبری پشیمونی.

پسر بچه که هم دهنش آب افتاده بود و هم تعجب کرده بود، لباس مادرش را کشید و پرسید: مامان یعنی اینا آدمو خفه میکنه؟...


مریم برادران

آزاد باش و حرکت کن.

کتاب حرکت

نوشته علی صفایی حائری (عین.صاد)

نشر لیله القدر

 

استاد حائری ارزش شناختن دارد. کتابهایش همه دوست داشتنی است چون نوع نگاهش متفاوت است. رشد محور سخنرانیها و نوشته هایی است که همگی در نشر لیله القدر به کتابهایی خوش خوان تبدیل شده اند.

چند روزی است با کتاب حرکت سر و کله می زنم. به نوعی چکیده سایر کتابهایش است. اگر بخوانید شاید مهمان خوبی برای شبهای قدرتان یافته باشید.

یادداشتم از بخشی از کتاب

عبودیت و پیوند با حق (به عنوان یکی از ابزارهای قدرت)؛ استاد حائری عبودیت را مرحله بعد از آزادی می‌داند. به این معنی که انسان بعد از آزادی از اسارت‌ها و کنار زدن جبرها، حریت حاصله را باید شکل دهد و به عبودیت تبدیل کند. آنگاه این آزاده قوام می‎گیرد و قیام می‌کند. در این مرحله عبودیت را چنین تعریف می‌کند «در تو هیچ حرکتی جز از سوی الله به وجود نیاید، هیچ ترسی، هیچ خوفی، هیچ امیدی، هیچ حرکت و عشق و نفرتی. تنها الله در وجود تو متصرف باشد و فقط او در تو حکومت کند و تو عبد او باشی.» به عبارت دیگر «عبد نه اسیری در بند که آزاده‌ای است شکل گرفته.» در اصل عبد کسی است که نیروهای خود را متمرکز کرده است و با یک عامل حرکت می‌کند و با یک نیرو قیام و قعود دارد. بنابراین عبد نیز منظومه سیستمی دیگر است که در سیستم بزرگ نظام هستی جای خود را یافته و در موقعیت مناسب جای گرفته است. ایشان برای عبودیت چند مشخصه ذکر می‌کند که قابل تأمل‌اند:

- عدم تجاوز از مرزها و انتخاب در چارچوب آزادی.

- قائم به قسط بودن.

- توانایی تصمیم گیری در لحظات حساس و بدون تقلید از دیگران.

به اذعان خود استاد، این ویژگی‌ها نیازمند تربیت و داشتن معیارهایی است که به بینات، کتاب و میزان تعبیر می‌شود.

 


مریم برادران

تلنگر دوست داشتنی...

در آسانسور را بستم و زدم طبقه یک. یکهو  شتاب گرفت و نیم طبقه افتاد،  تلفن آسانسور کنده شد و گرد و خاک ریخت کف کابین. شوکه بودم. حتا فرصت نکردم بترسم (ضربان قلبم تغییری نکرد). فقط داشتم به یک چیز فکر می کردم....

یعنی الان می شد که مرده باشم.

به همین راحتی. صبح اول وقت. با این همه برنامه ای که در ذهنم بود برای به انجام رساندن. با این همه فکرهایی که انگار اگر عملی نشود، دنیا به آخر می رسد. با این همه اطمینان به انجام وظایف. با این همه.... با این همه غفلت از لحظاتی که آبستن مرگ هستند.

و خدا هیچ تعهدی نکرده که وقتی تو خواستی می آیی. وقتش زمانی است که او بگوید... آیا وقتی هست؟

 


مریم برادران

حسن ختام باش

چقدر مهجوری....

این را وقتی به خودم نگاهی می اندازم یا به دور و برم که دقت می کنم، می فهمم، به اندازه فهم اندکم. قصه دنیا و کوری ماست. شما به دل نگیرید. دعا کنید بینا شویم. هرچند شاید بینایی، غم غربت را تحمل ناپذیر کند. آیا این هم لطف شماست؟ امان از بی وفایی ما....


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0