وقتی نیست ...


هزار نکته باریکتر ز مو

به نظر می رسد این که می گویند هر کسی را بهر کاری ساختند، از آن حرفهایی ست که باید به قول مادربزرگم با آب طلا نوشت و نصب العین کرد.

مثلا من فهمیده ام خودم اهل کار صرفا اجرایی نیستم. خیلی زود خسته ام می کند. کار چالشی که با حل مساله و طرح ریزی و ساختاردهی توام باشد، با همه سختی ش برایم لذت بخش است و طاقتش را می آورم. نه که کار اجرایی نتوانم بکنم یا نکرده باشم. اما خوب، طاقتم در این باره کمتر است. حوصله ام را سر می برد. 

هر کدام ما ویژگی هایی داریم که اگر درست بشناسیمش و خوب به کارش ببندیم، اتفاق خوشی خواهد افتاد، هم خودمان شادمان خواهیم زیست و هم دیگران منفعتی خواهند برد. این به معنی این  است که هرکاری ارزش خودش را دارد. این ارزش را باید قدر شناخت، به خود محک زد و با انتخاب بهینه شان آن را ضایع نکرد که به تبع آن، شان خود را.

پ.ن: برای رفع نگرانی بعضی دوستان و تفهیم بعضی نظرات ناقصم بگویم که از نظر من حقیر، کارهای بزرگ گاه در پشت درهای بسته و پرده های افتاده اتفاق می افتد. مشاوران، سیاستگذاران، فیلمنامه نویسان، ... صحنه گردانان اصلی هستند. پس بزرگی قدرشان مضاعف است.


مریم برادران

اصلاحیه پست قبلی

اما بعد،

آقای غرضی نگران دلسوز، روزگاری عالمی، به سالی سوالی طرح کرد که نابغه ای در کلاس درس به ساعتی حلش کرد. ارزش آن سوال از آن جواب بسی بیشتر بود. چرا که درهای بسیاری گشود. شاید خوب نباشد جوابهایی که در آستین داریم را به ترتیب رو کنیم و فکر نکنیم سوالها شانی دارند. ما را نگران کردید.

آقای عارف عزیز ، آقای روحانی گرامی، نمی توانم به گزینه شما بیندیشم چون دوست ندارم بعد از چهار سال بگویید نگذاشتند و شرمنده مردم شوید. ظرفیت جامعه را باید محک زد. حرفهای زیبایتان به کار امروز ما نمی آید. وصله ناجور است.

آقای حداد ادیب، خوش گفتید که باید به گذشته ها رجوع کرد. راه را نزدیک کردید مهربان. شورای تحول علوم انسانی دو سالی ست که معطل شماست. شاید اگر من کم تجربه بالای سرکار بودم تا به حال به جایی رسیده بود.... یک حرف بس است.

آقای ولایتی، سیاستمدار کهنه کار، فکر کنم همان شورایعالی را نگهدارید بهتر باشد. به شرط آنکه از تاریخ آنقدری بگویید که عبرت شود و بس. جای امام خالی که بگوید حتما بمانید!

آقای قالیباف خدمتگزار، مدیر جان، هرکس به چیزی حساس است، من به دوستیها، رازداری و تعهداتم. شما را نمیدانم. یادم هست سالها پیش، همان وقتها که دفتر تحکیمی بود، گاهی با دوستان آنجا می پلکیدیم. بسیج هم می رفتیم. دوست بودیم. سیاست بازی نمی کردیم. شاید تمرین سیاست بود. بگذریم. آن سالها اتفاقی افتاد که خوشایند نبود و اگر رو می شد هم بی آبرویی به بار می آمد، هم انتخاباتی که در شرفش بودیم به تشنج کشیده می شد. من میدانستم و مجرم و یکی از افراد اصلی انجمن که او هم شک داشت. من متاسفانه ناغافلی شاهد قصه بودم. برای اینکه کسی فکر بدی نکند بگویم که قصه شب نامه هایی بود که از روی خیرخواهی ناآگاهانه و بر اساس تحریک کودکانه استادی پخش می شد و اعصاب همه را خرد کرده بود. ما با فکر و تدبیر جوانی مان کاری کردیم که همه چیز ختم به خیر شد. قصه آن روزها هنوز در سینه همین جمع کوچک باقی مانده. نه آبرویی ریخت و نه مصلحتی فدا شد. تازه مجرم همیشه شرمنده خودش ماند.... غرض اینکه من کودکم در سیاست. اما کمی مدیریت میدانم، به اندازه خودم البته، ادعای زیادی ندارم. فکر کنم کلا انسجام ملی ایجاد کردن از کسی بر می آید که خودش کمی آن را در ابعاد کوچکتر تجربه کرده باشد. نظریه های مدیریت را کمی بیشتر مرور کن.

آقای رضایی، طبیب اقتصاد بیمار ما، دلسوز ، سالها پیش بنا به توفیقی مطالبی خواندم از مهدی باکری. شیفتگی من از این آدم آنقدری ست که هنوز وقتی اسمش را میشنوم، بی اختیار حسرت لحظه ای دیدنش وجودم را پر می کند. کاش از این مرد بزرگوار کمتر مایه می گذاشتید. آنوقت شاید انتخابم را راحت می کردید.

اما آقای جلیلی خوشرو که تعریف علمتان را از یکی از همکلاسیهایتان که خیلی هم قبولش دارم شنیده ام، شما که سیاست امور خارجه پیامبر را پژوهیده اید و تدریس می کنید، از شما کمی دلهره دارم. یکی از اساتید نازنینتان می گفت سر کلاسش همیشه دیر می رسیدید و با همین لبخند مشهورتان، نظم استاد را نادیده می گرفتید و می نشستید سر کلاس. فکر کنم کلا در مدیریت زمان باید کمی کار کنید. بی تعارف حیف شما که رییس جمهور شوید. به شما به عنوان مشاور رییس جمهور رای میدهم....


مریم برادران

بازی سیاست ریاست جمهوری ۹۲

تاریخ ما شفاهی است. مگر در مواقع خاص بدانیم چه میگذرد. از این حیث این نشست برنامه خوبی بود! آگاهی تاوان دارد که از نظر من مرحله ای از رشد است چه رشد فردی باشد چه اجتماعی. 

در برنامه امروز بار دیگر دانستم تقوا را بگذار در کوزه و آبش را بنوش، مصالح مملکت کیلویی چند؟ مصالح تا وقتی مطرح است که تو پشتش پنهانی. اگر لازم شد برای رسیدن به مقام و پستی بهتر، جایز است پرده برافتد.... وای بر روزی که پرده کلا برافتد.... خدا رحممان کند.

جالب بود که همه حضار از هم تعجب میکردند. چرا؟ من که تعجب نکردم. 

فعلا نظر خاصی درباره شان ندارم. کمی تا قسمتی متاسفم.... حالم بهتر شد شاید چیزکی بنویسم. 

 پ.ن: این نظرات صرفا بر اساس مناظره ریاست جمهوری با موضوع سیاست نوشته شد.


مریم برادران

نشست فرهنگی ریاست جمهوری 92

 

برایم این برنامه بسیار مهم بود. چون راستش را بخواهید جز رهبر از هیچ مسئول رده بالای دیگری بحث فرهنگی در خور توجه نشنیده‌ام که حرفی با خودش داشته باشد. اما باز هم این فکر در من قوت گرفت که محصول تربیت وارد سیستم می‌شود و عمل می‌کند. مثالش همین آقای جلیلی که چون در جایی درس خوانده که مباحث فرهنگی اهمیت داشته‌اند، مسائل این حیطه را جور دیگری نگاه می‌کند. هر چند عرصه عمل خود چیزی دیگر است. تربیت را نباید فراموش کرد.

اما یک سئوال اساسی من از کاندیدا: مگر قرار نیست در این نشست‌ها برنامه ارائه دهند؟ چرا همه از باید و نباید و اهداف می‌گویند و هیچ کس من باب مثال هم که شده، نمی‌گوید این حرفش را چطور در چه سیستم و با چه افرادی می‌خواهد عملیاتی کند؟

پ.ن. احساسم از هریک از کاندیدا در نشست دیروز:

غرضی: کلیدواژه های فرهنگی در قالب سئوالات کلیدی، مدیریت زمان و توجه به تاریخ فرهنگ مردمی... بنظرم نتوانست بین مدیریت فرهنگ و نقش دولت در آن و فرهنگ عمومی جامعه جمع کند چون شاید تجربه‌ نشان داده است برنامه های فرهنگی دولتها به جای همراستایی با فرهنگ اصیل مردمی و تقویت بن مایه های فرهنگی، تنش زا بوده‌اند و گاهی تخریب‌گر. پس به این نتیجه رسیده است بگذاریم مردم کار خودشان را بکنند. حتما بهتر است...!

حداد: بنظرم در این حیطه بیشتر سئوال داشت تا برنامه. شاید به خاطر تجربه‌هایش در بخشهای مختلف به ابهامهایی رسیده که خب همین هم جای خوشبختی است. با ابهام رفتن بهتر از نادانی مرکب....

جلیلی: حرف‌هایش قابل تامل بود. هرچند مثل دیگران برنامه ارائه نداد. یعنی از چگونگی تحقق، چیزی نگفت. اما خیلی مرا به این امیدوار کرد که اگر مششاور رییس جمهور بشود، اتفاق خوبی رخ می‌دهد.

عارف و روحانی: بسیار شبیه بودند و دغدغه‌هایشان باز کردن فضایی بود که حالا نیست. احساسم این است که حرفهای این دونفر پر از نشانه هایی است که مسئولان باید به آن توجه کنند. وقتی فضا برای گفتگوی یک جناح بسته می‌شود، تا مدتها بعد از فرصت دادن به گفتگو باید صبر کرد که حرفهای فروخورده زده شود و بعد از آن باب اندیشیدن گشوده شود. به نظرم تفکر کردن حاصل فضای آرام و خالی شدن از بغض‌هاست...

ولایتی: تاریخ را خوب می‌داند و می‌آموزاند. جایش در شورایعای انقلاب فرهنگی خوب است.

رضایی: اقتصاد را مبنا و محور همه تحولات می‌داند. چنین چیزی در کشورهای دیگر هم تجربه شده است. روند تغییرات نگاه به توسعه از توسعه اقتصادی صرف تا توسعه انسانی پایدار امروزی خود نشاندهنده عدم کارایی نگاه صرف به اقتصاد است. هرچند شاید که با شرایط امروزی این نگاه برای کوتاه مدت کارآمد باشد. هنوز خیلی نمی‌دانم اما مطمئنم نگاه تک بعدی در هر چیز ناصواب است.

قالیباف: تجربه های خوبی دارد. مسلط است به مباحث و ژست مدیریتی دارد. حرفهایی داشت اما برنامه فرهنگی متفاوتی ارائه نداد. کارایی‌اش را در ریاست جهموری هنوز نمی‌توانم تشخیص دهم.

 


مریم برادران

دزد غارتگر من

 

سالهاست که رفته‌ای اما هنوز هستند روزها و شبهایی که لحظه‌هایش را به غارت می‌بری. شبهای با یاد تو، نبودن در دنیای مردگان است...

 


مریم برادران

مسابقه ریاست جمهوری 92

 

اگر به تربیت سیاستمدار بعدی فکری نشود چند دور بعد همین‌ها را هم نخواهیم داشت. تربیت کاری جدی است...

 

 پ.ن. احساسم از هریک از کاندیدا در مسابقه امروز:

غرضی: نمک مجلس، استاد تاریخ و دارای سیالیت ذهن

حداد: غرق در معماری ایرانی اسلامی و عاشق ادبیات. همین.

جلیلی: معلوم بود این کاره نیست. حوصله اش سر رفته بود.

عارف: دوست داشت مدام مقایسه کند! ... از فضل پدر ترا چه حاصل؟

روحانی: متانتش را حفظ کرد اما حرف خاصی نداشت که فکر کنم می شود بهش فکر کرد.

ولایتی: پرستیژش خوب است اما برنامه خاصی ارائه نداد.

رضایی و قالیباف: در کنار هم خوب حرف زدند، حداقل برنامه داشتند و حرفهای حساب شده زدند. اما خداییش چقدر به ریاست جمهوری نمی‌خورند! نمی‌دانم...

 


مریم برادران

... تو باور نکن

من مست و تو دیوانه... ما را که برد خانه؟


مریم برادران

ادعونی ....

دوست دارم برای همه دعا کنم و کسی از یادم نرود. دوست دارم دل همه عزیزانم شاد باشد اگر به داشتن اراده ای ست که سنگینی راه راهموار کند، اگر به داشتن دوستی ست که شنوای درددل باشد، اگر به داشتن همسری ست که همراه باشد، اگر به داشتن فرزندی ست که نورچشم باشد، اگر به داشتن پولی ست که آرزوهایش را برآورد، اگر به داشتن مدرکی ست که وجهه آورد یا راهی بگشاید، .... نمیدانم. دوست دارم دعا کنم شاید غمها کمتر شوند و مرا مجالی شود که فاصله ام از تو کم شود. چرا که هر لبخند معبری ست به سوی عرش تو...


مریم برادران

حق محوری

خیلی دوست دارم ی روز یاد بگیریم چیزهایی مهمتر از من و تو و حتا دلبستگیهامون وجود داره؛ اونقدر مهمتر که رابطه ها را میتونه تغییر بده. این به زاویه نگاهمون و دور شدن از منیت و به پذیرش محوری خارج از ما برمیگرده. شاید اون روز همدیگر را بیشتر دوست بداریم، بهتر کار کنیم و بیشتر از زندگی لذت ببریم.


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0