وقتی نیست ...


گل بهانه بود تا پنجره، نگاهت را گم نکند...

دسته گل نرگس شهلا را که می‌دهم به دستش، می گوید «آفرین به سلیقه‌ات...» و صورتش را بین گلها فرو می‌برد... کاش عمر گل ابدی باشد.

 


مریم برادران

بعضی روزهایم را از سفره نگاهت لاک بگیر، اما خودم را هرگز...

وقتی می فهمی چقدر نمی دانی

وقتی می فهمی چقدر کوچک و ضعیفی

وقتی می فهمی چقدر نارو خورده‌ای بدون آنکه توانسته باشی در مخیله‌ات بگنجانی

وقتی می فهمی چقدر نیازمندی

وقتی می فهمی عمر کوتاه و فرصت اندک است

وقتی می فهمی آخرش تنهای تنهایی

وقتی می فهمی هرچیزی حکمتی دارد...

دلت قرص می‌شود که کسی هست که هوارتا دوستت دارد. می‌خواهد بگوید: کوچولو، بی خیال دیگران. مرا عشق است. دلت را به زلفی گره بزن که با باد نجنبد...

آنوقت احساس می‌کنی، چقدر دنیا جای کوچکی برای دل بستن و پشت گرمی است... با خودم می‌گویم «چرا این همه اما باز غفلت می‌کنی و خودت را گول می‌زنی باز؟ چرا؟» و جواب می‌دهم «چون فاصله ام از بندگی میلیونها سال نوری است....»

دردم می‌آید. تلخ است چیزی را طلب کنی و برای داشتنش سست باشی. اما آرزو همیشه برای آدمیزاده بوده است... کاش بشود...

 


مریم برادران

 

"شبنم اگر به صورت گلها نشسته است

یعنی بهار مثل خزان گریه می کند

قران تمام کوثر اشک است سوره هاش

یاسین به سوگ یاس جوان گریه می کند

زانوی غم گرفته بغل مسجد النبی

با نوحه ای به لحن اذان گریه می کند

بانوی درد! در غم نادیدنت امیر

سر می برد به چاه، نهان گریه می کند

این بانگ روضه چیست که می آید از بقیع

دارد مگر امام زمان گریه می کند؟..."

 

شعر از علی فردوسی، مجموعه همین که عشق علم شد، انتشارات آرام دل


مریم برادران

پیک نوروزی: خاطره خود را از یک روز عید بنویسید...

چشمهایش پر از شیطنت است. حالا که برایش موبایل خریده‌اند، بیشتر مشغول بازی‌های آن است. اما باز هم دوست دارد تنها نباشد و بازیهایش را هم در کنار دیگران انجام دهد. برای کسی تعریف کند و نشان دهد چطور بازی را پیش می‌برد. هرکس می‌پرسد «موبایل باباته؟» خیلی جدی می‌گوید «مال خودمه! دیگه گذشت روزی که بچه‌ها تا بیست و پنج سالگی موبایل نداشتن!»

تخیلاتش را دوست دارم. وقتی خاطره‌هایی را که با خالی‌بندی‌هایش قاطی می‌کند و می‌گوید، دلم می‌خواهد همه را ثبت کنم. البته در خاطره هایش از شیطنت‌های مدرسه با دوستانش نمی‌توانم تشخیص دهم کجایش باورپذیر است و کجایش واقعا اتفاق افتاده. فکر کنید چقدر سیال ذهنش بالاست و البته مهارت واقع نمایی دارد. یا از مشاغل مورد علاقه اش که می‌گوید و از آینده کاریش، فکر می‌کنم چقدر خانواده در الگوسازی ذهنی‌اش نقش دارد. امروز تصمیم گرفته بود حتما در دو رشته هنر و ژنتیک ادامه تحصیل بدهد. مامان گفت «باید زحمت بکشی عزیزم.» من هم گفتم «پیک نوروزهایت را هم باید به موقع حل کنی.» کمی گیج شد انگار. سکوتی کرد و گفت «همه را حل کرده ام. مانده نقاشی‌هایش. باید خاطره هایمان را نقاشی کنیم!»

و من چقدر دوست دارم این پیک و نقاشی‌های زیبایش را روز آخر ببینم و کش بروم به یادگار. دنیای متفاوتی دارد. امروز دانشگاهی تاسیس کرده بود که می‌خواست به من مدرک پرفسوری بدهد. به قول خودش چون متاسفانه پول زیادی ندارد، فعلا در یک بیابانی که راه زیرزمینی دارد، تاسیس شده و فقط تابلو دارد با نام «دانشگاه تهران 2». (حالا فکر کنید باید خوشحال باشم از این همه شانی که به من می‌دهد یا غمگین از مدرکی که از چنین دانشگاهی قرار است بگیرم!).

شیطنت‌های مداومش هم ویژه خودش است. یکباره که ساکت می‌شود، نگران می‌شویم نکند چیزی شده باشد! طاقت سکوتش را نداریم هرچند گاهی از شلوغ بازیهایش خسته می‌شویم. یک گلوله انرژی است. به دل می‌چسبد به خصوص وقتی هوس می‌کند محبتش را با بوسیدن نشان دهد. امروز در راه دید و بازدید برایم اس.ام.اس زد «عمه دوشیزه مریم دوست دارم...» دلم غنج می‌رود از این کارهایش. چقدر عمه بودن اتفاق شیرینی است. این نعمت را خدا نصیب همه بکند...

 


مریم برادران

عاشق امروز و عاشق دیروز

1

گفت: 

شاید زوایه نگاهم را

شاید محور مقایسه ام را

باید بچرخانم

زاویه بشود گوشه چشم تو

محورم کمند ابرویت

پس دیگر روی مپوشان که عطش هوسم

نچرخد...

2

گفت: 

مرا گریزی نیست

خواهی بروی یا بمانی

بوی پیرهنت مرا با خود برد

چرخ گردون دلم به چرخش دامن تست

دیگر فرجی نیست

«مرا با تو سر و کاری هست...»

پ.ن. خوب که نگاه می کنم می بینم همه تفاوتهای ما به زاویه نگاهمان و محور مقایسه مان برمی گردد. شاید به همین دلیل می گوید حواست باشد نگاهت به کجاست و به چه ریسمانی چنگ زده ای که این ریسمان تو را از چاه ویل دنیا به ملکوت برکند یا بر چاه ویل عقبی... 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0