وقتی نیست ...


 

جاده هراز، برف و مه...

تجربه زیبا با کمی چاشنی دلهره

 


مریم برادران

هرگز کسی را که با او عهد بسته ای تنها رها نکن...

 

تجربه گنج است. گنجی که به راحتی کسب نمی‌شود اما وقتی به دست آمد باید خوب حفظش کرد و بهره اش را برداشت.

این روزها به خاطر تجربه ای که پشت سر گذاشت‌ام، سخت دارم سعی می‌کنم یاد بگیرم به باتجربه‌تر از خودم در کاری یا زمینه‌ای بیشتر اعتماد کنم. ساده نیست شاید – نفس است و باد غبغب- اما به عقلانیت نزدیک‌تر است گویا. حتا مرا به بهره برداری از چیزی که دیگری اندوخته نزدیک‌تر می‌کند.

اینکه خودت در جایی قرار بگیری که چیزهایی را ببینی و هرچه بگویی کسی نشنود یا به اکراه به گوش بگیرد، گاهی برایت بیداری می‌آورد: آیا خودت در قبال دیگری چنین کرده‌ای؟ آیا توانسته‌ای خودت را کنار بزنی تا چشم دلت درست ببیند و گاه تسلیم شود.  

گاهی باید اعتماد کرد و اگر خیرخواهی در میان است، گوشزدهایی کرد و البته همراه شد. در سازمان، در کار گروهی و هرچیز دیگری که پای جمعی در بین است و هدفی، همراهی و سفت چسبیدن به عهدی که بسته‌ای و از خود دانستن کار و تلاش بی وقفه در کنار همفکری و همراهی و همراهی و همراهی تنها چیزی است که به نتیجه می‌رساند. و البته در این میان از خودگذشتگی چیزی است که اگر هدف تعریف شده مهم باشد، جزء کار است و دیده نمی‌شود که بخواهد احساس سختی آورد.

به این چیزها که فکر می‌کنم قصه عاشورا را بهتر درک می‌کنم، عظمت یاران امام را بهتر می‌فهمم و البته غربت امام زمان را باور می‌کنم. حالا بهتر می‌فهمم اگر می‌گوید یاری ندارم یعنی چه. داشتن یار و دلگرمی در راهی و کاری، چیزی است که اگر عاقل باشی، تا نباشد، قدم گذاشتن در آن راه- هرچند مقدس- دور از عقلانیت است.

...

 


مریم برادران

مجنون هرگز ابله نیست...

 1

داشتی از قصه هایی می گفتی و اینکه چقدر دوست داشته ای بگریی. گفتی خیلی با خودم کلنجار رفتم. شاید بهتم را فهمیدی که گفتی: آخه اگه جلوی چشم دیگران گریه کنی، اونم وقتی توی خیابونی، توی خودت باشی و اشکات بیاد، میگن مجنونه! آخه این صفت مجنون‌هاست....

و چقدر دلم برای مجنونی کردن‌ها تنگ می‌شود. وقتی می‌شنوم حتا تویی که روزگاری رسم مجنون کردن را مشق می‌کردی، حالا پای گریز را برگزیده‌ای.

2

امروز داشتم برای تهیه یک گزارش دنبال گزارش‌های قبلی می‌گشتم. لا به لای آنها نامه‌ای به اشتباه بایگانی شده بود؛ نامه ای بود برای یک مجنون. وقتی خواندمش حال عجیبی داشتم. و عجیب از نظر من یعنی از روزمرگی فاصله گرفتن، یعنی حس زندگی... 

3

یاد روزی افتادم که تو از شنیدن خبر بیماری‌ات آنقدر شوکه بودی که تنها کاری که به ذهنت رسیده بود را انجام داده بودی: تلفن را برداشتی و شماره مرا گرفتی - با اینکه میدانستی وقتی سرکار هستم موبایلم را جواب نمیدهم- نگذاشتی بگویم ... گفتی میخواهم حرف بزنم. و زدی. یکساعت حرف می‌زدی و من می شنیدم. آنقدر غرق شده بودم در حالت صداقت و اضطرابت که حتا فراموش کرده بودم آدمها می‌آیند و می‌روند. اشکم می ریخت بیصدا. نفهمیدی چقدر گریستم چون گهگاه تنها صدای خنده ام را می شنیدی.

وقتی به خودم آمدم که یکی از همکارانم خیره نگاهم می کرد. تا نگاهم به نگاهش افتاد، سری تکان داد و گفت: مجنون! می خندی یا گریه می کنی؟ و پوزخندی زد و رفت... و ندانست مجنونی کردن گاه یعنی پنهان کردن همه حسی که دوست داری ناگفته بماند تا دیگری راحت شود، آرام بگیرد، زنده شود.

 

گاهی چیزی دیگر بودن، قند زندگی است. شاید به خاطر همین از اینکه کسی پیش بینی نشده باشد خوشم می آید. چون آدمها آنقدر فرم زندگی گرفته‌اند که مثل اشیا می‌شود برایشان قانون نوشت. اما تو چیزی دیگری. چون گاهی مجنونی می کنی... بگذار متفاوت بمانی...

 


مریم برادران

ساعت صفر

دوازده بار تکرار

تکرارهای بی تو

برای وصف تویی که تکرار نشدی

کلمات چه تکراری اند!

و ناگفته هایم

تکرار حرفهای دلی که می ماند

تا ابد ...

به رسم ادای احترام به یاد منوچهر عزیز

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0