وقتی نیست ...


همه جا یاد تو مانده بر تارک عالم

از سنگینی نگاهش سرم را بالا گرفتم. پیرزنی بود ریز نقش که آنقدر کیپ رویش را گرفته بود که فقط چشمهایش را دیدم. رد شدم که زد به شانه ام. جا خوردم. ایستادم و برگشتم.

پرسید: داری می ری روضه؟

گفتم: نه.

گفت: می دونم اینجاها روضه است، اما نمی دونم کدوم خونه ست.

خانه ای که روبرویش استاده بودیم پرچم سیاهی سردر خانه اش زده بود. پرچم را نشان دادم و گفتم: شاید اینجا باشد.

خندید و گفت: نمیدانم. شاید هم اون یکی باشد.

و خانه روبرو را نشان داد که شبیه به ایین خانه پرچمی داشت.

گفت: در کدام را بزنم؟

فکر کردم دوتا خانه است، در بزند که کسی ناراحت نمی‌شود! شانه بالا انداختم و گفتم: نمی دانم و خداحافظی کردم.

سرم را چرخاندم ببینم نشانه دیگری هست برای یافتن محل روضه؟ دیدم سردر همه خانه های کوچه پرچم‌های مشکی زده‌اند.

 


مریم برادران

من و کلاسم

این ترم، کلاس روش تحقیق دانشجویان کارشناسی علوم تربیتی با بنده است. دانشجویان خوبی هستند اما کماکان از مشکل نسل جدید که همانا تنبلی مزمن است، رنجکی می برند. همه تلاشم این است که به فکر کردن و مطالعه وادارشان کنم. اینکه به اطرافشان با دید پرسشگر بنگرند و از کنار هیچ چیز به راحتی رد نشوند، بپرسند، نقد کنند، بخوانند، تحقیق کنند و .... گهگاهی مثالی از روشهای مسأله یابی و تقویت دید پژوهش می‌زنم. حتا گاهی به جوک گفتن می افتم که بدانند گاهی خودمان جوک هستیم و فقط وقتی آنطرف گودیم، می‌خندیم و نمی‌دانیم که بسیار می‌خندانیم!

خلاصه از دانشجویان کلاسم که این روزها دچار فعالیت شده‌اند، راضی‌ام. اما گاهی دلم می‌سوزد که ای کاش ما هم بیشتر درس خوانده بودیم یا به درس خواندن وادار شده بودیم. تا جایی که به یاد دارم، تمام سالهای تحصیلم را به کارهای فوق برنامه، بودن با دوستان، رفتن به محافل مختلف و ... گذرانده‌ام! شب های امتحان البته شب‌های پرهیجان و معجزه‌گری بوده‌اند و تا حد زیادی آموختن سر کلاس و بعد الطاف خفیه (اشتباه نکنید من به عمرم تقلب نکردم اما تا دلتان بخواهد در هنگام تنگی خلاق می‌شوم!) مرا تا به اینجا رسانده است.

ناراضی نیستم از همه کرده‌ها! اما از ناکرده‌هایم گاهی حسرتی به دل می‌گیرم. کاش بهتر و بیشتر زمانی برای درس خواندن تلف می‌کردم. هرچند لحظات درس خواندن شیرین‌ترین لحظات عمرم بوده‌اند اما نمی‌دانم چرا خیلی برای افزایش شیرینی‌اش تلاش نکرده‌ام. به دانشجویانم هم توصیه نمی‌کنم زیاد درس بخوانند، بلکه بسیار توصیه می‌کنم روزنامه، مجله و ارتباط با رسانه داشته باشند و زیاد در کار گروهی شرکت کنند. هرچند با ترفندهایی گاهی به سمت خواندن کتاب درسی ترغیبشان می‌کنم.

امیدوارم درست طی طریق کنم....

 


مریم برادران

زندگی، آن و کمتر از آن....

 

آقای فاطمی نیا از آن دوست داشتنی‌های روزگار است. حرفهایش به دلم می نشیند و خیلی می شود که برخلاف دیگران، بسیاری از گفته هایش در ذهنم می ماند. البته با این مشکل آلزایمر این روزگاران، شاهکاری است که به نظرم به علاقه بنده به او و حرفهای مستندش برمی‌‌گردد. ماه رمضان بود گویا که از او شنیدم «امکان ندارد دستی به دعا بالا رود و خالی برگردد». این بحث خیلی گوشه ذهنم ماند؛ گاهی به سئوال، گاهی به رحمت و گاهی به اشکال کردن.

امروز خواستم کمی فیگور افسردگی به خودم بگیرم. شروع کردم به غر زدن که اصلا چه معنی دارد خدا بنده اش را فراموش کند و .... بماند که می‌دانم این لوس بازیها اغلب بیفایده است. چون نه بنده بنده است و نه غر زدن ها پایه و اساس خاصی دارد. واقعا گاهی فیگور است، برای خالی نبودن عریضه. بماند.

خلاصه دراز کشیده بودم که دوستی زنگ زد و قصه شومی را برایم تعریف کرد، آنقدر شوم که بی‌اختیار پایم شل شد و نشستم و شاید از معدود «هین»های از ته دلم را کشیدم!

بماند که سوژه‌های اصلی قصه شوم را می‌شناختم و دلم به درد آمد از این سهل انگاری دوستان عزیزم که حالا شده بودند سوژه‌ای رایج در این روزگار پر هوس، اما بعد در یک لحظه احساس کردم چقدر باید خدا را شکر کرد. همین که در لحظاتی حساس نمی‌گذارد اشتباه کنیم، حتما اثر دعاهایی است که نادانسته از برآورده نشدنشان گله‌ها کرده و می‌کنیم!

از شرمندگی آب شدم. راستش فقط توانستم یک دل سیر بگریم که چرا اینطور نامهربانم. و بعد البته به التماس افتادم که حواسش از ما پرت نشود لطفاً!


مریم برادران

شام غریبان حافظ

نماز شام غریبان چو گریه آغازم 

 به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم
بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست

صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی

شکایت از که کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت

غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

 


مریم برادران

عقل؛ عزیزکرده خدا

 

روز مباهله بود. روز اثبات حقانیت. بزرگشان گفته بود «اگر محمد با اولادش بیاید، برگردید.»

شاید نگفته بود حجتی بالاتر از این نخواهید. هر کس دوست داشته‌هایش را بیهوده خرج نمی‌کند، چه برسد به رسول رحمت. آنها عاقل بودند. دیدند، دانستند، برگشتند. خودشان را، و بالاتر از خود، اعتقادشان را بیهوده خرج نکردند.

اما چه شد که روز عاشورا دیدند، شنیدند، دانستند و ایستادند؟ ...

 


مریم برادران

 

شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

 اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد .

از 50 سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

 وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

 وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است. ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

 

http://www.khabaronline.ir/


مریم برادران

 

یکی به نعل و یکی به میخ! خدا نصیب نکند...

 

 

 


مریم برادران

 

چهارشنبه خبر فوت برادر همکارم رسید. گفتند در خواب مرده. امروز رفتیم ختم. گفتند دو روز مرده بوده و کسی نمی دانسته! برگشتنی توی مترو دو نفر باهم درباره اتفاق آن روز در شرکت می گفتند. اینکه همکارشان جلوی چشمشان روی زمین افتاده و مرده بود.

نمی دانم چرا چیزی به این نزدیکی را فراموش می کنم! شاید هم از شدت نزدیکی است. خدا هم برایمان اینطوری است. از بس همه جا هست، بودنش برایمان عادت شده شاید.

 

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0