مهمان
مارمولک باز هم اومده. هر شب میاد، شکمش رو میچسبونه به سیمهای مشبک پنجره و بی حرکت می مونه و از حظّ خنکی لذت میبره. از یه ساعتی از اول شب میاد، وقتی از راه می رسیم، کولر روشن میکنیم و کمی لای پنجره را باز میذاریم و توری مشبک سیمی رو میکشیم جلو تا حشره نیاد.
نیگاش میکنم و خوشحال میشم که لذت میبره از خنکی. کاش برای من و تو هم جایی بود که سینه بچسبونیم و آتیش درون بخوابونیم. کاش لای پنجرهای روشن باز بود تا سرکی بکشیم و بفهمیم ...
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥٧ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸۸/٥/٥
فاصله مجاز بین پیشانی تا زمین
سر بحث عقل، از استاد پرسیدم: چرا همیشه این عقل که در نظر چیز خوبی است، این همه مورد هجمه بوده است؟ خندید و گفت: چون خطرناک است.
این روزها خوب می فهمم که نوحه خوانی و مولودی خوانی خیلی بهتر از فلسفیدن و دانستن تاریخ، سرباز تربیت میکند. فاصله بین شعار و شعور در ظاهر زیاد نیست اما در باطن به اندازه چهار انگشت است.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٢۸ ب.ظ توسط مریم برادران
