بحث علمی بود. رسیدیم به جایی که برای پیاده کردن این استاندارد به چه چیزهایی نیاز است. خانم مهندس با خنده،در تایید صحبت دکتر گفت: «عزم ملی می طلبد.»
همه حاضرین که معنی این حرف را می فهمیدند و می دانستند وقتی پای عزم ملی در میان است، یعنی باید مساله را بوسید و روی طاقچه گذاشت، خندیدند. آقای دکتر مکثی کرد و گفت «عزم ملی هم شدنی است. به شرط اینکه همه سر کار خود برگردند. همان کاری که چند سال پیش از این داشتند.»
بعد گفت «مثلا من باید برگردم به شغل معلمی. همان کاری که عاشقش بودم. سال پنجم دبیرستان بودم که به اعتراض به معلم ریاضی گفتم لطفا شما بنشینید سر جای من تا من درس بدهم. اما چه شد؟ بعد از فارغ التحصیلی، چند سال که درس دادم و تازه مزه معلمی را داشتم می چشیدم بهم گفتند برو بیرون چون تو بلد نیستی به آدمها احترام بگذاری. یادت می رود سلام کنی و .... من عاشق بودم. سر کلاس چهل نفری در دانشگاه تربیت معلم از دانشجویانم پرسیدم: چند نفرتان به عشق و علاقه آمده ید؟ یکی گفت: از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم! آنوقت من به درد این کار نمی خوردم؟!»
برایم جالب بود. او در حال حاضر صاحب یک شرکت بزرگ لامپ سازی است و خیلی موفق است اما وقتی داشت اینها را می گفت حسرت عجیبی در صدایش بود. بعد خندید و گفت «من الان با این کارم مشکل دارم. انگار آدم پر مشکلی هستم! شاید چون سر جای خودم نیستم. عزم ملی می طلبد!»
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥٤ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/۳٠
چند روزی لامرد بودم، شهری در استان فارس. با هوای شرجی، با نخلستانهای زیبا و رطبهایی شیرین، شیره چکان و مردمانی خوانگرم.
بیست ساعتی راه است تا آنجا؛ مسیری خشن و سنگلاخ و بدون گونههای گیاهی که کمی خستگیت را بگیرد (عاشقانه آرام را در این مسیر میخواندم. کار زیبایی است، اگر نخواندهاید بخوانید).
شب آنقدر سکوت داشت که باور نمیکردی جایی باشد که بتوانی ساعتها بدون شنیدن صدای حتا یک ماشین نفس بکشی. جان میدهد برای فکر کردن، نوشتن و خلوت کردن.
همه افسوسم از این است که برای خدمت به مردم این مکان ارام میخواهند آن را به شهرکی صنعتی تبدیل کنند، پالایشگاهی راه اندازی کنند و شغل و کاسبی فراهم. عمر سکوت آنجا هم رو به اتمام است در حالیکه مردم هم شادی میکنند و نمیدانند چه بلایی در حال نزول است. البته پیشرفت همیشه هوس انگیز است؛ هوسی که لذتش عقوبتش را به تاخیر میاندازد.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۳۸ ق.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٢٩
عسل میگوید: بیا در مه زندگی کنیم. اینطور زندگی زیباتر و قابل تحمل تر است. گیله مرد کوچک میگوید: اینکه در مه زندگی کنیم یا مه بسازیم و خیال کنیم داریم در آن زندگی میکنیم، خیلی فرق دارد....
گیله مرد دوست دارد چشمش ببیند، همه چیز را همانطور که هست؛ حتا اگر اینطور زیستن تلخ باشد و طاقت فرسا.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠٢ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٢٢
«عاشق یاغی است اما یاغیان بزرگ، اصولی دارند.
زیبایی یاغیگری فقط در حفظ همان اصول است.
عاشق جدی است اما عبوس نیست.»
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٩ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٢٢
دیوانه
او بیشتر میخندد و کمتر میگرید. از روز و شب چیزی نمیفهمد. رنجی ندارد. کسی هم از او توقعی ندارد، تکلیف ندارد. به بهشت هم میرود. خیلیها -بخصوص وقت غم- میگویند «خوش به حالش» اما هرگز حاضر نیستند لحظهای جای او باشند؛ با اینکه میدانند او حتما رستگار میشود!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٥ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٢٢
مصاحبه 7
مصاحبه گروهی
گاهی لازم است گروهی از افراد را دور هم جمع کنید و مصاحبه گروهی ترتیب دهید. در اینصورت باید همه افرادی که دعوت می کنید، حول موضوع مشترکی حرف برای گفتن داشته باشند. این کار دو مزیت می تواند داشته باشد: اول اینکه در وقت صرفه جویی می شود . دوم ممکن است این کار باعث شود افراد در تعامل در مورد موضوع، تهییج شده و آنچه در گوشه ذهنشان پنهان است، آشکار نمایند.
با این توضیح معلوم می شود که مصاحبه گروهی کاربردهای خاص دارد و در تمام موارد جواب نمیدهد.
پس باید افرادی که در یک گروه قرار می گیرند، درست انتخاب شوند و انگیزه لازم را داشته باشند.
مصاحبه کننده نقش هدایتگر و تصمیم گیرنده دارد. اینکه چه گروهی را انتخاب کند، چه سئوالی را طرح کند، چطوری افراد را بنشاند (معمولا چیزی شبیه به میز گرد مناسب است)، چطور شرایط ضبط کردن را مهیا کند که صحبت همه قابل استفاده باشد. در عین حال باید خودش کاملا گوش به زنگ باشد که اگر حرف در حرف شد، بتواند تفکیک کند و چیزی و کسی از نظرش پنهان نماند. ایجاد انگیزه برای مشارکت در بحث نیز به عهده اوست. جلسه نباید دست یک یا دو نفر بماند.
در بعضی موارد لازم است شما برای اینکه انگیزه شرکت افرادی را در چنین مصاحبهای برانگیزید، پیشنهاد دهید هزینه ساعاتی را که وقت میگذارد، خواهید پرداخت. حواستان باشد، طرفتان را باید خوب شناسایی کنید. این پیشنهاد برای بعضی افراد توهین محسوب میشود.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٥ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٢٠
مصاحبه 6
استراتژی پرسش؛ یعنی تکنیکهایی که می توانید استفاده کنید تا مصاحبه شونده افکار و عقاید خود را شفاف بازگو کند.
1- کنکاش: گاهی معنی مفهومی را میدانید اما ممکن است منظور فرد با آنچه مدنظر شماست متفاوت باشد. بنابراین حتما باید از آنچه در ذهن اوست، مطلع شوید. حتی میتوانید در قالب مثال بخواهید برایتان توضیح دهد. هیچ وقت فرض نکنید که میدانید!
2- پرسشهای غیرمستقیم: زیرکانه او را در شرایطی طبیعی قرار دهید. مثلا بعد از صحبت درباره فارغ التحصیلان، بپرسید «تجربه شما در این باره چیست؟» یعنی قبل از اینکه وارد حوزه شخصی او بشوید، فرد را درگیر موضوع کنید بعد شخصی کنید.
3- هرگز پشت سرهم سئوال نکنید. سئوالهاتان را یکی یکی بپرسید. به او فرصت کافی بدهید که فکر کند و جواب بدهد، بعد سئوال بعدی را طرح کنید. والا رشته فکر او پاره میشود. حتا برای اینکه معذب نباشد، میتوانید به نوشته هاتان نگاه کنید. به هرحال سعی کنید طبیعی به نظر برسید. به ساعتتان نگاه نکنید.
4- خودآگاه باشید که کی میخواهید جوابی بگیرید یا مبحثی را تمام کنید. مثلا با این جمله که «خب درباره فلان مساله حرف زدیم، حالا درباره این موضوع .... چه نظری دارید؟»
¤ نوشته شده در ساعت ٦:۱٩ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/۱٦
مصاحبه 5
عجالتا چند نکته را بیان کنم تا برویم دنبال ادامه مباحث.
1- گاهی در مصاحبه با افرادی مواجه میشویم که اهل جزیی گویی نیستند یا قرار است درباره موضوعی حرف بزنند که زمان زیادی از آن گذشته و خیلی چیزها را فراموش کردهاند. نقش شما در این مورد بسیار کلیدی است و نیاز به تعامل بیشتری دارند. مثلا میشود سئوالهاتان را در قالب مثالهایی بیان کنید. در رابطه با سئوالی که دارید، میتوانید خاطراتی از خود یا دیگران بگویید (حواستان باشد، رابطهتان برعکس نشود!)
سه سال پیش رفته بودم پیش خانمی که قرار بود از اتفاقهای بیست سال پیش برایم بگوید و به قول خودش گذر زمان خیلی چیزها را از یادش برده بود. بعد از نیم ساعت مصاحبه، گفت که دیگر حرفی ندارد. گفت همان از دیروز که زنگ زده اید دارم فکر میکنم. اگر چیزی بود، یادم میآمد.
ازش خواستم آلبوم عکسشان را بیاورد. البته چون میخواستیم درباره برادرش حرف بزنیم، ازش خواستم عکسهایی را بیاورد که با او یا پدر و مادرش دارد. با دیدن عکسها یک ساعت دیگر هم خاطره گفت. خودش هم تعجب کرده بود که «حافظه بدی ندارما!»
2- هیچ وقت حرف توی دهان مصاحبه شونده نگذارید. سعی کنید نظر خودش را از زیر زبانش بکشید اما نگذارید نظر شما را بفهمد. بعد از اینکه حرفش را زد، میتوانید تایید کنید یا به چالش بکشید اما جر و بحث نکنید حتا اگر مخالف نظر شما بود. موضع نگیرید تا برای ادامه، فضای اعتمادتان به هم نخورد.
3- اگر آدمی هستید که به راحتی نمیتوانید بر احوالاتتان مسلط باشید و اوضاع روحیتان مناسب نیست، اصلا قرار مصاحبه نگذارید. حتا اگر گذاشتهاید با عذرخواهی مختصری کنسلش کنید.
مصاحبه کننده مثل ذرات کوانتومی میماند، هم هست و هم نیست. هم باید خودش را درگیر کند و هم کنار نگه دارد، هم باید همدردی کند و هم آنقدر در حاشیه بماند تا رشته کلام به دست دیگری نیفتد. مصاحبه کردن واقعا فن ظریفی است.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۱٠ ق.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/۱٥
مصاحبه 4
3- گشایش: قبل از شروع مصاحبه، اطلاعات پیشین لازم است. اینکه چرا آنجا هستید، هدفتان چیست، با اطلاعات میخواهید چه کنید، مصاحبه تان چقدر طول میکشد، .... شما باید این دید اولیه را به مصاحبه شونده بدهید.
4- شروع: اینجا دیگر همان خشت اول است. با نکتهای مثبت شروع کنید تا مسیر مصاحبه روان طی شود.
در این مرحله همان مباحث عمومی لازم است. یعنی فضای آرام و امنی ایجاد کنید. لبخند را فراموش نکنید. اگر بحث جدی است، جدی باشید.
میتوانید از مصاحبه شونده بخواهید از هرجا که دوست دارد شروع کند. این کار به خصوص در بعضی موارد خاص که بحث عاطفی است، خیلی سریع جو مناسب را برایتان فراهم میکند.
4- بدنه مصاحبه: هیچوقت راضی نشوید سئوالاتی را از قبل به فرد بدهید. به خصوص اگر دارای منصبی است یا در مصاحبه شدن، حرفهای است. در اینجور موارد کار شما سخت تر است. مطمئنا شروع این جور مصاحبه ها باید با ساختار شکنی خاصی همراه باشد تا کلیشه های او را بشکند و باور کند «این بار فرق دارد.» البته اگر واقعا میخواهید فرق داشته باشد!
* هیچ وقت به حافظه تان اعتماد نکنید. حتما ضبط همراه داشته باشد.
* در حین مصاحبه نکات مهم را تیتر وار یادداشت کنید. اما سعی نکنید کامل نت بردارید.
* چهار دانگ حواستان به حرفهای او باشد. چون قرار است شما از لا به لای حرفهای مطرح شده سئوالهاتان را درآورید یا جواب آنها را بگیرید.
مصاحبه مانند بازی شطرنج است. شما برنامه و حرکتهای خود را از قبل طراحی میکنید اما همه اینها تا حدودی به حرکت طرف مقابل شما هم بستگی دارد. مثل کاسپاروف بازی کنید؛ همیشه برنده!
5- انتهای مصاحبه: حواستان به زمان باشد. سعی کنید در زمانی که از قبل قول داده بودید، کار را جمع کنید. چند دقیقه ای هم برای خودتان وقت بگذارید که نوارها را برچسب بزنید، یادداشتهاتان را مرتب کنید و تفکرات و مسائل جانبی را یادداشت کنید.
انتهای مصاحبه را با جمله ای مناسب تمام کنید: شما میخواهید چیز دیگری اضافه کنید که در موردش حرف نزده باشیم؟
* تشکر فراموش نشود.
ادامه دارد...
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٢٠ ق.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/۱۳
3
بعضی سئوالات طی مباحث پاسخ داده میشود.بعضی هم کمی صبر میخواهد تا درجای مناسب طرح گردد. اگر پاسخی نداده ام، دلیلش همینهاست. لطفا شماسئوالاتتان را طرح کنید. متشکرم.
2- برنامه پیشرو (advanced planning)؛ شما سئوالات استاندارد از پیش تعریف شده ندارید. پس باید درباره کاری که میخواهید انجام دهید، از پیش فکر کرده باشید. مثلا 5 تا 10 موضوع دارید که میخواهید مصاحبهتان آنها را پوشش دهد. روی کاغذی موضوعات را به صورت راهنما یادداشت کنید. این کار حداقل 2 حسن دارد: اول اینکه خط سیر مصاحبه در همان راستایی که میخواهید پیش میرود و گم نمیشوید. دوم اینکه چیزی را فراموش نمیکنید.
- خیلیها قبل از اینکه درباره موضوعی به مصاحبه بروند، درباره آن مطالعه میکنند. این کار توصیه نمیشود. چون اطلاعات پیشین، مصاحبه کننده را کور میکند و چون خودش خیلی چیزها را میداند، ناخودآگاه فکر میکند دیگران هم میدانند و بسیاری از زوایا ندیده و نشنیده میماند. از دانش خودتان در مصاحبه استفاده کنید. موضوع را در حد مناسب گسترش دهید و سعی کنید چیزی تاریک نماند.
- سئوالهایی هست که میتوانید در شروع مصاحبه مطرح کنید و فضای لازم را برای ورود به بحث آماده کنید:
1- کمی درباره خودت بگو
2- بیایید درباره فلان موضوع صحبت کنید.
توجه کنید که این سئوالات شخصی، بیواسطه و مستقیماند، جواب آنها بله و خیر نیست و واکنش بازی را به دنبال دارند.
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٧ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/۱٠
مصاحبه 2
از این به بعد، به جای مصاحبه موثر از عمیق استفاده میکنم.
هدف مصاحبه عمیق آن است که مصاحبه شونده نظرات و عقاید خود را درباره موضوعی به زیان خودش بیان کند. بنابراین نباید کلیشهای صحبت کند یا با پرسشهای از پیش تعیین شده مواجه باشد. مصاحبه باید باز باشد و مصاحبه گر از هر جمله، کلمه و نگرش فرد، استفاده لازم را برده و از لابه لای همانها سئوالهای بعدی خود را طراحی کند. یعنی مصاحبه عمیق فرآیندی است. در اینصورت مصاحبه گر نقش شکارچی را دارد که با همان بیرحمی در پی رسیدن به مقصد خود، که همان درک عمیق گفتههاست، میباشد. البته همراهی، ایجاد آرامش و اعتماد سازی در تمام طول مصاحبه باید حاکم باشد.
مصاحبه کننده حتا میتواند مطالبی را عنوان کند که شاید مصاحبه کننده به آن توجه نکرده است که میتواند مفید هم باشد. در این مورد مصاحبه کننده باید دقت کمپند که رشته اصلی گفتگو به بیراهه کشیده نشود و در ضمن از مباحثی را که مصاحبه شونده عنوان میکند به درستی هدایت کند و مورد استفاده قرار دهد.
گفتیم مصاحبه عمیق فرآیندی است. مراحل این فرآیند را مرور کنیم:
1- رابطه دوستانه: جو حاکم بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده باید دوستانه و سرشار از اعتماد باشد. البته حد و مرز آن را درایت مصاحبه کننده تعیین میکند. چه بسا این حد و مرز در مصاحبه با بزرگسالان متفاوت است با وقتی که در مصاحبه با دانشآموزان طرفاید. چه از بزرگسال مصاحبه میگیرید، چه از دانش آموز یا هر کس دیگر باید در همان ابتدای مواجهه، توضیح دهید درباره چه چیزی قرار است گفتگو کنید، چرا آنجا هستید، چرا او را برای مصاحبه انتخاب کردهاید و چطور از چیزی که از او به دست میآورید، استفاده خواهید کرد.
مصاحبه را میتوان با صحبتهای مختلف شروع کرد. پیشنهادهایی وجود دارد که به آنها Grand Tour Question میگویند. معادل فارسی خوبی برای این عبارت نمیشناسم. شاید بشود گفت پرسشهایی هستند که به گشت زنی در عوالم مصاحبه کننده میپردازد بدون اینکه زحمتی فراهم کند و البته باعث ایجاد رابطه عمیق و دوستانه در دو طرف میکند. مثلا فرض کنید به مدرسهای رفتهاید و قرار است با کارکنان مدرسهای مصاحبه کنید:
- به من بگویید چه چیز مدرسه شما برایتان خوشایند است؟
- درباره فلان مدرسه چه چیزهایی میتوانید بگویید؟
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤٩ ب.ظ توسط مریم برادران
۱۳۸٧/٥/٤
مصاحبه موثر 1
مدتهاست به جمعی از دوستان قول دادهام درباره مصاحبه و مواردی که باید در یک مصاحبه خوب لحاظ شود تا اطلاعات مفیدی جمعآوری شود، بنویسم. بالاخره امروز کلید این کار را زدم. امیدوارم بتوانم مرتب این کار را ادامه دهم تا در مدتی کوتاه مواردی را که مدنظر دارم منتقل نمایم شاید به دردتان بخورد. دوستان اگر سئوالی داشتید که جواب کوتاهی دارد، همینجا یادداشت بگذارید وگرنه میل بزنید.
مصاحبه موثر، شکل عمومی برای توصیف روشی است که با دیالوگ و گفتگو همراه است، هر چند گفتگوست اما توسط شما هدایت میشود، یعنی گفتگوی هدفمند است. معمولاً بدون ساختار است و توسط مجموعهای سئوال هدایت میشود.
اهداف:
1. جمعآوری اطلاعات درباره موضوع مورد مطالعه.
2. به دست آوردن احساس، نگرش، مفاهیم، محتوا یا موقعیت افراد.
با توجه به اینکه از چه نگرشی پیروی میکنید، مصاحبه شونده نقشی در نظر شما دارد: در تحقیق آزمایشگاهی، او subject یا سوژه است، در انسانشناسی، information یا اطلاعات است و در نگرش فمنیستی، participate یا همراه و مشارکت کننده.
همه این موارد به موقعیت بستگی دارد. در اینجا ما از نگرش فمنیستی تبعیت میکنیم. البته عدهای میگویند به هر حال رابطه بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده سلسله مراتبی است:
I am the king, you are my subjet!
· نکته: در مصاحبه سعی نکنید خود را حذف کنید اما ایده فرد را هم تغییر ندهید. هرچند هر ایده، تفسیر و طرح از نگاه شما فیلتر میشود و مانند تحقیق آزمایشی بیطرف نیستید. در اینجا نقش شما ساختاردهنده و مفسر بعدی است. محقق، فیلتری است که در خلال جمعآوری اطلاعات، پردازش و سازماندهی حضور دارد.
موارد عمومی مصاحبه:
1. شناسایی مصاحبه شوندگان یا participant : از چه کسانی مصاحبه شود؟ چگونه شناسایی شوند؟ چگونه باید با آنها تماس گرفت؟ عموماً مصاحبه گر یا محقق کاراکترهای خاصی را برای مطالعه انتخاب میکند.
* روش گلوله برفی: در جاهایی که تحقیق پیچیدگی دارد و شناخت گروه کار سادهای نیست، از این روش استفاده میکنیم. به این صورت که یک فرد را شناسایی کرده و از طریق او به دیگر افراد گروه میرسیم، مثلاً در گروه معتادان. این روش در مواردی کارآمد است که با موضوع خاصی مواجه اید که افراد به راحتی در آن مورد اطلاعات نمیدهند و دسترسی به گروه هدف ساده نیست.
2. رابطه مناسب: چون دادهها باید مفید باشند، باید با مصاحبه شونده مثل همکار برخورد کرد و با او همراهی لازم را به عمل آورد. باید آرام باشید و آرامش را ایجاد کنید تا مصاحبه شونده احساس راحتی کند و مهمتر اینکه باید احساس کند خودش و حرفهایش مورد پذیرش شماست؛ احساس امنیت همه جانبه.
3. چینش: مصاحبه معمولاً در محیطی که مورد توافق دو طرف است و اغلب شما پیشنهاد میدهید انجام میشود. مکان باید خصوصی و آرام باشد. ممکن است اگر به خانه یا محل کار مصاحبه شونده بروید، بتوانید اطلاعات دیگری را هم بهدست آورید، مثلاً اطراف را ببینید؛ عکس، مسائل شخصی، ارتباط کاری در محیط کار و... اما اگر این کارها را بکنید، حواستان باشد که معمولاً اتاق خصوصی برای شما در محل کار وجود ندارد. در کل چگونگی نشستن، فاصله، نوع پوشش و ... در مصاحبه تاثیرگذار است.
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٥٩ ب.ظ توسط مریم برادران
